<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>پا نوشت</title>
	<atom:link href="http://blog.tonekaboniau.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://blog.tonekaboniau.com</link>
	<description>وبلاگ مدیران سایت مستقل دانشگاه آزاد تنکابن</description>
	<pubDate>Thu, 01 Jan 2009 00:06:13 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
	<language>fa</language>
			<item>
		<title>بوم مدیریتی</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/10/12/114/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/10/12/114/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 31 Dec 2008 23:56:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=114</guid>
		<description><![CDATA[نمی خواستم بیام اینجا دوباره بنویسم. میخواستم برم یه گوشه ای های های گریه کنم. بعد دیدم خب چه کاریه؟ بیام اینجا دوباره بنویسم که بهتره!!  &#8230; البته بعدش یادم اومد که برای چی اون تصمیم رو گرفته بودم. میخواستم برم به حال خودمون گریه کنم. به حال این تریاهای اطراف دانشگاه ولی آباد، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نمی خواستم بیام اینجا دوباره بنویسم. میخواستم برم یه گوشه ای های های گریه کنم. بعد دیدم خب چه کاریه؟ بیام اینجا دوباره بنویسم که بهتره!! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' /> &#8230; البته بعدش یادم اومد که برای چی اون تصمیم رو گرفته بودم. میخواستم برم <em>به حال خودمون</em> گریه کنم. به حال این تریاهای اطراف دانشگاه ولی آباد، به حال این طبقه محروم ها که میگند، &#8230; بندگان خدا در نوار غزه، &#8230; اون هایی که آب برای خوردن ندارند، &#8230; اونهایی که آب برای خوردن دارند اما فرصت آب خوردن ندارند، به حال این مملکت، این کره خاکی که درست کردیم و به حال کهکشان راه شیری و مخصوصاً تریاهای اطراف دانشگاه که بدجوری در کهکشان راه شیری تو چشم اند! و بچه هایی که در اونها رفت و آمد میکنند از این نوار غزه ای ها هم بیشتر گریه کردنی هستند. منظورم اینه که سوژه بهتری برای گریه کردن هستند. البته منظور یکسری case های خاص و معلوم الحال هست!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>اینجا هوا بسیار سرده بطوریکه اگه کسی  به هر دلیل خوابش ببره، دیگه بیدار شدنش با خداست و کاری هم از کسی ساخته نیست. البته ما همواره سعی در بیدار کردن هم قطاران به خواب رفته مون داریم اما شدت سرما و لذت خواب به حدی هست که تا این لحظه واقعاً کار زیادی از ما ساخته نبوده. متاسفم!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/327.gif' alt=':103:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>ما بسیار تأکید داشته ایم و داریم که <strong>نصب یک برد آموزشی</strong> صرفاً برای <strong>داشتن یک برد آموزشی</strong> نیست! هدف اطلاع رسانی است. اما متاسفانه در اغلب موارد، اطلاعیه تغییر ساعت برگزاری کلاس ها و امتحانات تنها چیزی است که جایی در برد آموزشی نداشته و گروه آموزشی هم در حالت نرمال در جریان اینگونه مسائل نیست. مگر اینکه اتفاق خاصی افتاده باشد. مثلاً ایرانسل مشکل داشته باشد و مدیران گروه ها (خیلی کلی!) فرصتِ در جریان قرار گرفتن داشته باشند. البته تا به امروز چندان جای نگرانی نبوده است زیرا دانشجویان فهیم ما پس از گفتگوی تلفنی با استاد مربوطه، اطلاع رسانی را انجام داده و در صورت تشخیص، آموزش را نیز در جریان وقایع دانشگاه قرار میدادند. اما امید می رود از این پس، اساتید گرامی اطلاعیه ها را به هر ترتیب که شده در اختیار گروه آموزشی قرار دهند تا در نهایت بر روی برد قرار گیرد. این کار باعث می شود هم حوصله همکاران آموزش سر نرود و هم دانشجویان از سر در گمی دربیایند. و یا اینکه اساتید میتوانند حداقل شماره تلفن همراه خود را public کنند که ما به این هم قانع هستیم.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/40.gif' alt=':17:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p>البته این ترم که گذشت. شاید باور کردنش برای شما خوانندهء گرامی سخت باشه اما ما هنوز هم امیدواریم که این مساله اطلاع رسانی در دانشگاهمون حل بشه. و باز هم البته، این مشکل تمام گروه های آموزشی نیست و حتی در گروه های مورد بحث هم وضع همیشه به این شکل نیست اما همون ایرادات اندکی که وجود داره هم مثل لکه ای سیاه بر روی بوم مدیریتی سفید و تمیز دانشگاه ما به شدت خودنمایی میکنند. اگه باور ندارید، خودتون یک نگاهی به بوم مدیریتی بیاندازید (البته این از دید منه. شاید واقعیت ۳۶۰ درجه با چیزی که من توصیف کردم فرق داشته باشه!):</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-115 aligncenter" title="boome modiriati" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2009/01/boom.jpg" alt="" width="458" height="343" /></p>
<p>در هر حال به نظر من اگه قرار باشه نیمه پر لیوان رو ببینیم، چنین وضعیتی خیلی امیدوار کننده است. هنوز خیلی نقاط سفید وجود داره که میشه اونها رو بسط داد و &#8230; . اگه هر نفر بخش تحت مدیریت خودش رو به خوبی کنترل کنه &#8230; .</p>
<p>معمولاً در این قبیل مباحث مدیریتی همه مون از تئوری نمره کامل رو میگیریم و اصول کار و اقداماتیکه باید انجام بگیره یا نگیره رو به خوبی بلدیم اما اصولاً کمتر کسی میتونه از بخش عملیش نمره بگیره. شاید این بخاطر جو امتحانه! همون بحث سرما و خواب و اینها.</p>
<p>الان چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه که بنویسم &#8230; آها یک چیزی یادم اومد &#8230;</p>
<p>کریسمس مبارک! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/349.gif' alt=':104:' class='wp-smiley' />  آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی رو به همه بخصوص دانشجو ها ، اساتید و مسئولین دانشگاه ها و باز هم بخصوص دانشگاه آزاد تنکابن تبریک میگم. <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/72.gif' alt=':86:' class='wp-smiley' /> ان شاءالله سال ۹۰۰۲!! (اگه هنوز حیات وجود داشته باشه!)  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/233.gif' alt=':109:' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-130 aligncenter" title="merry christmas" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2009/01/mch.gif" alt="" width="400" height="311" /></p>
<p><small><br />
پانوشت: میتونید از کادری که در ستون سمت راست وبلاگ وجود داره، مشترک خبرنامه وبلاگ بشید تا هر زمان که مطلب جدیدی در این وبلاگ نوشته شد، از طریق ایمیل مطلع بشید. شما هم اگه نظر/انتقاد/پیشنهادی داشتید و یا خواستید تبریکی، چیزی بگید تعارف نکنید ها. بخش نظرات وبلاگ در خدمت شماست! کافیست روی &#8220;دیدگاه&#8221; کلیک کنید.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' /><br />
</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/10/12/114/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پمپ خلاء (قسمت دوم)</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/10/05/107/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/10/05/107/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Dec 2008 01:29:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=107</guid>
		<description><![CDATA[سلام.
بالاخره یک فرصت دست داد تا مطلب &#8220;پمپ خلاء&#8221; رو تکمیل کنم. فقط قبلش میخوام از بچه های میکروبیولوژی ۸۴ که در برگزاری جشن فارغ التحصیلی زحمت کشیدند تشکر کنم   و گذر از این مقطع تحصیلی رو بهشون تبریک بگم   
در کل جشن خوبی بود. فقط چیزی که برای من جالب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>بالاخره یک فرصت دست داد تا مطلب &#8220;پمپ خلاء&#8221; رو تکمیل کنم. فقط قبلش میخوام از بچه های میکروبیولوژی ۸۴ که در برگزاری جشن فارغ التحصیلی زحمت کشیدند تشکر کنم <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/43.gif' alt=':33:' class='wp-smiley' />  و گذر از این مقطع تحصیلی رو بهشون تبریک بگم  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/72.gif' alt=':86:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>در کل جشن خوبی بود. فقط چیزی که برای من جالب بود این بود که تمام اولیای دانشجوها و خود دانشجوها داشتند به جشن فکر میکردند و کلی هم ذوق داشتند و تا جاییکه یادمه کسی پا نشد داد بزنه &#8220;آخه این چه وضعیتیه که دانشگاه آزاد داره و &#8230;&#8221; اما موقع سخنرانی مسئولین که شد، گفتند دانشگاه آزاد خیلی هم خوبه!! چندین هکتار زمین داره، چندین واحد داره، تازه؛ اگه دانشگاه آزاد نبود که شما الان &#8230;. ؟! فکر میکنم تازه اون موقع بود که همه به یاد آوردند که کجا آمدند و چه میکنند و داغشون تازه شد.</p>
<p>البته ما همچنان امیدواریم با این شیوه تلقین درمانی مسئولین، وضع دانشگاه آزاد هم بهبود پیدا کنه ان شاءالله. اما برسیم به بحث خودمون.</p>
<p>اونطور که در <a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%20%D8%AE%D9%84%D8%A7&amp;SSOReturnPage=Check&amp;Rand=0">دانشنامه رشد</a> اومده &#8220;واژه «خلا» به معنی تهی و خالی ترجمه واژه لاتین vacuum می‌باشد&#8221;. وقتی داشتم عنوان این یادداشت رو انتخاب می کردم تو این فکر بودم که گذراندن تحصیلات دانشگاهی (در یک &#8220;به اصطلاح دانشگاه&#8221; مثل همین دانشگاه آزاد تنکابن) علی رغم تمام فوایدی که داره، چقدر میتونه تاثیر منفی روی دانشجو ها بذاره! بدون تعارف، چقدر از استعداد ها و توانایی ها در سایه ی منفعت طلبی و رفتارهای جاست اکونومیک برخی از اساتید از بین میرند! چقدر از دانشجوها بهترین فرصت هاشون رو با جستجوی مقالات تخصصی که صرفاً برای استفاده شخصی اساتید به دانشجو تحمیل میشه، از دست میدند. در همین دانشگاه خودمون دانشجوها چقدر برای رفتن از دانشگاه ولی آباد به خوبان رزگاه و بالعکس و از این دو به خوابگاه و بالعکس وقت و هزینه صرف میکنند. چرا ساختمون های آموزشی رو ۱ طبقه می سازید؟!! <span style="color: #c0c0c0;">(این ربطی به موضوع نداشت اما خب به هر حال یک انتقاده!)</span>. اگه از یک مدیر انتظار داریم که عاقلانه و با تدبیر عمل کنه، در کجا باید دانش های مدیریتی رو فرا بگیره؟ ۱)کارگاه     ۲)دانشگاه     ۳)آزمایشگاه     ۴)آرایشگاه!</p>
<p>اگه این پمپ خلاء از روی دانشگاه برداشته بشه و استعدادها، توانایی ها و فرصت های دانشجوها با اقدامات نادرست اساتید، مسئولین و خود دانشجو ها -که همه بخاطر عدم آگاهی از اهمیت اهدافمون هست- در روزمرگی زندگی مه آلودمون محو نشه <span style="color: #c0c0c0;">(چه شاعرانه!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> )</span>، میشه به بهبود وضع جامعه دانشگاهی امیدوار بود. و در این صورت دیگه مجبور نیستیم بجای کیفیت آموزشی، رضایت دانشجوها و تعداد افراد فرهیخته و دانشمند، بیاییم و متراژ زمین دانشگاه رو به عنوان برگ برنده جامعه دانشگاهی رو کنیم!</p>
<p>راستی بنظر شما در شطرنج، مهره سرباز مهم تره یا شاه؟ کدوم بیشتر میتونه در روند بازی تاثیر گذار باشه؟ شاید بگید هر دو، یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم. اما بنظر من این مهره سربازه که تعیین میکنه بازی چطور پیش بره. آیا میتونید تصور کنید که اگه در طی یک بازی، شاه، وزیر، رخ، فیل و حتی اسب<span style="color: #c0c0c0;">(!)</span> بخوان به سرباز -این مهره مظلوم- زور بگن و تلکه اش کنند چه اتفاقی میفته؟ شاید بخاطر همینه که فرار مغز ها رخ میده!</p>
<p>توضیح در مورد تصویر قسمت اول یادداشت &#8220;پمپ خلاء&#8221;: علاوه بر مطالب بالا باید اضافه کنم » بایستی قبول کنیم که تنها مهره سربازه که پتانسیل پیشرفت کردن رو داره (مثلاً با وزیر شدن!). البته تو صفحه شطرنج ما سابقه داشته که سرباز شاه هم شده! یک توصیه به مدیران شطرنج باز: اگه میخواین به موفقیت برسید باید مسیر رو برای مهره های سرباز هموار کنید تا بتونند به خونه آخر برسند، ارتقا پیدا کنند و بتونند کمک کننده باشند. بی توجه بودن نسبت به وضعیت مهره ها میتونه در آینده مشکلات حادی برای ادامه بازی بوجود بیاره که ممکنه حتی به از دست دادن مهره های کلیدی بیانجامه.</p>
<p>تا ماجرا جنایی نشده بحث رو به پایان میرسونم! این قسمت پایانی یادداشت &#8220;پمپ خلاء&#8221; بود. تا یادداشت بعدی خدانگهدار.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/10/05/107/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پمپ خلاء (قسمت اول)</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/09/27/93/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/09/27/93/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 17 Dec 2008 02:13:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=93</guid>
		<description><![CDATA[سلام.
درسته که از قدیم گفتند &#8220;ز گهواره تا گور دانش بجوی&#8221; اما نه اینجوری آخه استاد عزیز! مگه هزینه برگزاری کلاسها و در اختیار داشتن امکانات آزمایشگاهی رو پرداخت نمیکنیم مسئول گرامی؟ پس وقتی اساتید محترم وسط ترم میرند دنبال دانش جویی شون و کلاسی تشکیل نمیشه آیا قرارداد آموزشی فسخ نمیشه و آیا فسخ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>درسته که از قدیم گفتند &#8220;ز گهواره تا گور دانش بجوی&#8221; اما نه اینجوری آخه استاد عزیز! مگه هزینه برگزاری کلاسها و در اختیار داشتن امکانات آزمایشگاهی رو پرداخت نمیکنیم مسئول گرامی؟ پس وقتی اساتید محترم وسط ترم میرند دنبال دانش جویی شون و کلاسی تشکیل نمیشه آیا قرارداد آموزشی فسخ نمیشه و آیا فسخ کننده قرارداد ملزم به جبران خسارت وارده علاوه برخسارت تأخیر در انجام تعهد &#8230;  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/question.gif' alt=':8:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>خب بگذریم! حتماً ملزم نیستند وگرنه در یک دانشگاه آزاد و تازه اون هم <strong>اسلامی</strong> به سبک ایرانی چیزهایی مثل کلاهبرداری، زورگیری، تهدید وبلاگ نویس های زحمتکش(!)  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/45.gif' alt=':razz:' class='wp-smiley' /> و &#8230; رو هرگز نداشته ایم مثلاً و هرگز هم نخواهیم داشت ان شاءالله.</p>
<p>در همین راستا یک مصراع به عنوان تبصره به مصراع پیشین اضافه کردم که سرهم به <span style="color: #c0c0c0;">سمع و</span> نظرتون میرسونم:</p>
<p style="text-align: center;">ز گهواره تا گور دانش بجوی  * * *  ولی قبلِ اون<span style="color: #ff0000;">*</span>، درسُ تا ته بگوی!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">*</span> فعلاً در مورد اینکه &#8220;اون&#8221; در مصراع دوم به چی اشاره میکنه اتفاق نظری بین ادبا وجود نداره. هر وقت به توافق رسیدند خبرتون میکنم! راستی بالای &#8220;درس&#8221; هم ضمّه داره که شاید خوب نیفتاده باشه.</p>
<p>دی ماه هم در راهه و در این چند روز پایانی آذر به هر لوازم التحریری ، فتوکپی/زیراکسی، عکاسی و بقالی که سربزنید میبینید یک چند مقاله ای در لیست مقالات ترجمه نشده باقی مانده اند و مشتاقانه منتظرند تا به قلم دانش گستر مترجمین به زبان شیرین پارسی ترجمه بشند. اما نمیدونم ما چرا همیشه دوست داریم مسائل رو پیچیده کنیم؟! خب از همون اول ترم میشه هزینه ترجمه مقالات رو محاسبه و همراه شهریه پرداخت کرد تا اساتید محترم خودشون هر مقاله ای رو که تایید میکنند بدند برای ترجمه!! بهتر نیست؟ اینجوری هم هزینه رفت و آمد و &#8230; کاهش پیدا میکنه و هم از بار ترافیکی شهر کاسته میشه و به تبع اون آلودگی های زیست محیطی/فرهنگی/اجتماعی کمتری خواهیم داشت!</p>
<div style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-95 alignnone" title="پمپ خلاء" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/12/pomp.gif" alt="" width="214" height="317" /></div>
<p>گفتم &#8220;آلودگی&#8221; یاد یک چیزی افتادم. تابحال به چرخه زندگی دانشگاهی ها توجه کردید؟!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>دانشجو پول میده به دانشگاه. دانشگاه بخشی از این پول رو به استاد میده و بخشی دیگه رو مثلاً صرف توسعه و &#8230; میکنه. استاد پول رو میگیره و به دانشجو تحقیق میده!</p>
<p>دانشجو پول میده به کافی نت تا مطالب مورد نظر رو پیدا و ترجمه کنند!!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/59.gif' alt=':7:' class='wp-smiley' />  و بعد تحقیق رو تحویل استاد میده.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/36.gif' alt=':smile:' class='wp-smiley' />  استاد دانشجو رو می اندازه!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/354.gif' alt=':120:' class='wp-smiley' />  (آخه فهمید که دانشجوهه اون مطلب رو خودش ترجمه نکرده بود - اینکه چطور یک استاد میفهمه که بین یک دانشجوی بی سواد و یک مترجم بی سواد، کدومشون یک متن رو ترجمه کردند، هنوز در هاله ای از ابهامه!)</p>
<p>دانشجو  در هر حال مجبوره اون درس رو پاس کنه.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/77.gif' alt=':14:' class='wp-smiley' />  بنابراین دوباره پول میده به دانشگاه. دانشگاه یک بخشی رو خودش برمیداره و یک بخشی رو میده به &#8220;استاد ۲&#8243;! استاد ۲ به دانشجو تحقیق نمیده. اما سوالاتش رو اونقدر میپیچونه که از چهارچوب آموزشی که سهله، از چهارچوب علمی هم خارج میشه. در نتیجه دانشجو میافته!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/80.gif' alt=':78:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>دانشجو دوباره پول میده به دانشگاه.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/71.gif' alt=':15:' class='wp-smiley' />  دانشگاه یک بخشی رو خودش برمیداره و یک بخشی رو میده به &#8220;استاد ۳&#8243;! استاد ۳ به دانشجو تحقیق نمیده و اصولاً قبل از امتحان نمره قبولی رو برای همه رد میکنه! بنابراین دانشجو بالاخره قبول میشه.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/237.gif' alt=':119:' class='wp-smiley' />  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/349.gif' alt=':104:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>دانشجو با همین تکنیک درسها رو یکی یکی پاس میکنه و بالاخره یک روز چه بخواد چه نخواد فارغ میشه!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/340.gif' alt=':117:' class='wp-smiley' />  دانشجوی ما بعد از اینکه فارغ التحصیل شد، باید در شجره ژنتیکیش دنبال یک ارتباط بین اجدادش و اجداد مسئولین فعلی دانشگاه بگرده. اگه موفق به پیدا کردن یا ایجاد(!) یک ارتباط ژنتیکی <span style="color: #c0c0c0;">مشروع(!)</span> شد، میتونه با ارائه یک برگه شجره نامه به همراه مقدار کافی عکس و مستندات دیگه به استخدام دانشگاه در بیاد. اگه فن بیان، روابط عمومی، آشنایی با روانشناسی فردی/اجتماعی/بالینی و &#8230; که لازمه حضور در کادر اداری دانشگاه هست رو نداشته باشه، میتونه حداقل به عنوان یک استاد به کشورش و هموطنانش خدمت کنه و گَرد وایت بُرد بخوره و مثل شمع بسوزه و از این چیزها! (این خیلی خوبه که معلم مثل شمع میسوزه! اما بعضی ها جنسشون مرغوب نیست. برای همین هم میبینیم که واقعاً بد میسوزن. طوریکه یک کلاس رو هم با خودشون میسوزونن!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/235.gif' alt=':121:' class='wp-smiley' /> <span style="color: #c0c0c0;">(تنها شکلکی بود که توش آتیش داشت! فرض کنید اون قرمزه که داره میسوزه استاده و بقیه اش رو خودتون cut کنید! راستی این چرا وقتی که میسوزه میخنده؟!)</span> اما در عوض بعضی های دیگه &#8230; آدم لذت میبره وقتی که میبینه استاد یک گوشه کلاس داره میسوزه و بچه ها هم حسابی پخته میشند! - حالا ممکنه اون چند تایی که ردیف جلو نشستند یک مقدار نیم سوز بشند اما عیبی نداره)</p>
<p>حالا این دانشجوی استاد شده ی ما(!) به چه سبکی درس میده بنظر شما؟ شما که اهل نظر دادن نیستید، پس خودم میگم.</p>
<p>تحقیق فقط Review اون هم ۲۰۰۹ . یکی؟ هه! نه ۳ تا!! نمره اضافه چطور؟ اگه مقاله تو ژورنال معتبر چاپ کنید ۰/۵ تا ۰/۷۵ هم اضافه میکنیم. کی به کیه!</p>
<p>حالا اینکه اینها چه ربطی به پمپ خلاء داشت رو نمیدونم!! اتفاقاً الان دارم به همین فکر میکنم که آخه اینهمه نوشتی چه ربطی داشت به موضوع؟!! خب &#8230; مساله یک مقدار پیچیده است!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/317.gif' alt=':101:' class='wp-smiley' /> حالا سعی میکنم هرطور شده ربطش بدم.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> اما نه الان. ساعت رو گذاشته بودم که صبح زنگ بزنه. باید ۱ دقیقه بکشمش عقب تا بتونم ۱۲ ساعت تخت بخوابم (یک مقدار هم شما فسفر بسوزونید).  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/62.gif' alt=':12:' class='wp-smiley' /> </p>
<p><small>پانوشت: اگه ایراد تایپی/نگارشی/گرامری و &#8230; داشت بذارید به حساب اینکه نصفش رو تو خواب نوشتم!!! راستی شنیدم دانشجوهای ما جرأت ندارند کامنت بذارند! راسته یا دروغ؟ <span style="color: #c0c0c0;">(تحریک!!)</span></small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/09/27/93/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تحلیل اوضاع - آذر ۸۷</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/09/01/86/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/09/01/86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 20 Nov 2008 20:31:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=86</guid>
		<description><![CDATA[سلام.
شما رو نمیدونم اما از پست قبلی تا این لحظه برای من که اتفاق خاصی نیافتاده. فقط هوا کمی سرد تر از گذشته شده. کلاغها همچنان روی اسکلت نیمه تمام ساختمون جدید دانشگاه میشینند و بر روند پیشرفت پروژه نظارت دارند. اگرچه سردی هوا باعث شده که از شتاب بعضی از فعالیت ها کاسته بشه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>شما رو نمیدونم اما از پست قبلی تا این لحظه برای من که اتفاق خاصی نیافتاده. فقط هوا کمی سرد تر از گذشته شده. کلاغها همچنان روی اسکلت نیمه تمام ساختمون جدید دانشگاه میشینند و بر روند پیشرفت پروژه نظارت دارند. اگرچه سردی هوا باعث شده که از شتاب بعضی از فعالیت ها کاسته بشه اما پیداست که نتونسته روی بعضی از چیز ها تاثیر بذاره! من جمله بازار مونتاژ مقاله که هنوز داغه و استاد و دانشجو و دربان و &#8230; مقالات رو بدون اجازه قرض میگیرند(!) و Send to all میکنند به تمام ژورنال ها بلکه Reply بشه. اینطور که من متوجه شدم تفاوتی نداره که Accept کننده یک روزنامه محلی در جزیره آدم خوار ها باشه یا مثلاً مجله Nature. مهم اینه که کسی پیدا بشه که مقاله شما رو چاپ کنه تا هم کمبود محبت ها جبران بشه و هم کسری درآمد ها!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/63.gif' alt=':24:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>کارگران زحمتکش همچنان در کلاسهای جدیدی که کنار سوله ورزشی درست شده در حال انجام وظیفه هستند. این خیلی خوبه فقط امیدوارم این عزیزان از مته های بلند استفاده نکنند! چون ممکنه در اونطرف دیوار چند عدد دانشجو نشسته باشند که از فکر اینکه ممکنه تبدیل به یک مثال زنده برای آموزش مبحث آوند آبکشی بشند احساس خوبی بهشون دست نده! گذشته از این، وقتی این عزیزان در حال انجام وظیفه هستند، استاد فقط تصویر داره!</p>
<p>این روز ها بچه ها (دانشجو ها) Mood های متفاوتی دارند و این تفاوت بیشتر از قبل احساس میشه. بعضی ها عشقولانه اند  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/330.gif' alt=':105:' class='wp-smiley' /> ، بعضی فقط منتظر سپری شدن وقت اند <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/69.gif' alt=':49:' class='wp-smiley' />  و بعضی ها هم افسرده اند  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/80.gif' alt=':78:' class='wp-smiley' /> . یک گروه هم که همواره در پی درس و مشق(!) اند  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/346.gif' alt=':108:' class='wp-smiley' /> . و البته وبلاگ نویس زحمتکش دانشگاه رو هم نباید فراموش کرد <span style="color: #c0c0c0;">(خودم)</span> که هنوز مودی براش تعریف نشده  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/317.gif' alt=':101:' class='wp-smiley' />  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> . اما تمام اینها <span style="color: #c0c0c0;">(حتی وبلاگ نویس زحمتکش)</span> این روز ها در یک احساس مشترک هستند و اون هم استرس امتحانات میان ترم هست  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/68.gif' alt=':71:' class='wp-smiley' /> . با توجه به تاثیر دادن معدل در آزمون ارشد این نگرانی وجود داره که ارزشیابی ها به درستی صورت نگیره و &#8230; <span style="color: #c0c0c0;">(به دلایل امنیتی بقیه اش رو بعد از امتحانات میگم!! </span><span style="color: #c0c0c0;"> <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/45.gif' alt=':razz:' class='wp-smiley' /> </span><span style="color: #c0c0c0;">)</span></p>
<p>خیلی سعی میکنم انتقاد نکنم اما باور کنید راه نداره! میشه یک سیبی که کرم خورده رو با جدا کردن بخش کرم خورده به شکل قابل مصرفی در آورد. اما الان وضعیت دانشگاه ما مثل یک سیب کرم خورده نیست! بیشتر شبیه یک کرم سیب خورده است و واقعاً جدا کردن سیب در این حالت کار خیلی دشواریه.</p>
<p>عکس خوب برای این یادداشت پیدا نکردم. ان شاءالله دفعه بعدی.</p>
<p><small>پانوشت: احتمالاً مجبورم ماه به ماه آپدیت کنم. آمار نشون میده تعداد خواننده های وبلاگ زیاده اما کسی نظر نمیده. نمیدونستم اینقدر دانشجوی خجالتی داریم (تحریک!!).</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/09/01/86/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ازدواج نیمه مستقل</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/08/08/78/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/08/08/78/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Oct 2008 23:38:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=78</guid>
		<description><![CDATA[کارشناس سازمان ملى جوانان: &#8220;براى ساماندهى ازدواج جوانان باید سالانه ۱‎/۵ میلیون ازدواج صورت گیرد که هم اکنون ۸۰۰ هزار ازدواج انجام مى شود که به هیچ وجه رضایتبخش نیست.&#8221;
&#8220;نزدیک به ۱۵ میلیون دختر و پسر ایرانى هم اکنون در سن ازدواج قرار دارند که اگر ازدواج آنها با فاصله سنى چهار سال باشد (که تقریباً [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 10pt;">کارشناس سازمان ملى جوانان: </span>&#8220;براى ساماندهى ازدواج جوانان باید سالانه ۱‎/۵ میلیون ازدواج صورت گیرد که هم اکنون ۸۰۰ هزار ازدواج انجام مى شود که به هیچ وجه رضایتبخش نیست.&#8221;</p>
<p>&#8220;نزدیک به ۱۵ میلیون دختر و پسر ایرانى هم اکنون در سن ازدواج قرار دارند که اگر ازدواج آنها با فاصله سنى چهار سال باشد (که تقریباً همین طور است) یک میلیون و ۶۵۰ هزار دختر شانس ازدواج را از دست خواهند داد و هم اکنون نیز یک میلیون دختر بالاى ۳۰ سال این شانس را از دست داده اند.</p>
<p>از طرفى سن ازدواج پسران از ۲۵ سال در ۲۰ سال گذشته به ۲۵‎/۹ سال درشرایط کنونى رسیده و این روند در دختران ۱۸ سال بوده که هم اکنون به ۲۱‎/۹ سال رسیده است.&#8221;</p>
<p>اگه با عینک مهندسی به قضیه نگاه کنیم، از همون جمله اول هم میشه نتیجه گرفت که باید سالانه ۷۰۰ هزار ازدواج جدید رو به ۸۰۰ هزار ازدواجی که با زبون خوش صورت میگیره اضافه کنیم تا جمعاً ۱/۵ میلیون ازدواج و در نتیجه ۳ میلیون جوان ساماندهی شده داشته باشیم!</p>
<p>اما حالا چکار کنیم که سالانه ۷۰۰ هزار ازدواج بیشتر داشته باشیم؟!</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-80 aligncenter" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px;" title="ازدواج نیمه مستقل" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/10/nimeh_mostaghel.gif" alt="" width="369" height="169" /></p>
<p>اخیراً طرحی مطرح شده تحت عنوان &#8220;<strong>ازدواج نیمه مستقل جوانان</strong>&#8221; که یک راه حل بسیار جالب برای مشکل ازدواج جوون ها ارائه میده. به این صورت که دختر و پسری که قصد ازدواج دارند میرند ازدواج میکنند! اصلاً هم نیاز نیست نگران خونه باشند چون قرار نیست زیر یک سقف زندگی کنند! هر کدوم از زوجین در خونه پدریشون با خوبی و خوشی در کنار هم - نه ببخشید، جدا از هم - زندگی میکنند. بعد از این که زوجین زندگی غیر مشترکشون رو شروع کردند، اگه یک روز شرایط مالی شون بهتر شد میتونند خونه مستقل تهیه کنند و سالهای باقی مونده عمرشون رو با هم سپری کنند. اگر هم شرایط مالی شون بهتر نشد &#8230; خب &#8230; در اون صورت کاریش نمیشه کرد &#8230; حتماً قسمت نبوده! اما از اینها که بگذریم، خوبی این طرح اینه که خیلی سریع آماری که نیاز داریم رو تأمین میکنه. <span style="color: #c0c0c0;">(چقدر خوب! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/69.gif' alt=':49:' class='wp-smiley' /> )</span></p>
<p>اما خب نکات خیلی خیلی ظریفی هم وجود داره که در این طرح در نظر گرفته نشده <span style="color: #c0c0c0;">(با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند)</span>! من قصد ندارم به تمام اون نکات اشاره کنم اما بعضی هاش رو میگم.</p>
<p>بر فرض محال که این یه طرح موفقه و هر جوون میتونه پس از دو-سه سال یک مسکن مستقل تهیه کنه. سوال اینه که چطور این طرح به اجرا گذاشته میشه؟ مثلاً مهلت در نظر گرفته میشه که متولدین &#8212; تا &#8212; تا پایان ماه فرصت دارند که ازدواج کنند؟ یا مثلاً در رسانه ها برای ازدواج تبلیغ میشه؟! و یا اینکه از اهرم تشویق استفاده میشه: ازدواج کنید، جایزه بگیرید! برای شرکت در قرعه کشی، هر ازدواج ۵ امتیاز!!</p>
<p>مورد دوم اینه که الان در همین دانشگاه های خودمون می بینیم دانشجوهایی که برای یک مدت خیلی کوتاه دور از خانواده شون زندگی میکنند دچار افسردگی میشند که در مواردی فشار های روانی ناشی از این خلاء عاطفی به حدی زیاده که حتی به خودکشی منجر میشه. در مورد دو جوون که قصد شروع یک زندگی مشترک رو دارند این احساس وابستگی به مراتب شدید تر از احساسیه که هر کدوم نسبت به خانواده شون دارند. پس چطور میتونند چندین سال دوری از هم رو <span style="color: #c0c0c0;">به این شکل غیر متعارف</span> تحمل کنند. اینجور زندگی رو کمابیش میشه به کُما تشبیه کرد. نه کاملاً زنده نه کاملاً مُرده! خب اینجوری ازدواج نکنند که استرس کمتری دارند. (ناگفته نماند که خوشبختانه در دانشگاه رتبه الف ما دانشجوها زیاد افسرده نیستند. چون سوژه برای انبساط خاطر دانشجو ها زیاده! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/70.gif' alt=':54:' class='wp-smiley' /> )</p>
<p>گفتم سوژه، یاد این افتادم که میخواستم بگم در کل چقدر خوبه که مسئولین محترم ما رو بدون سوژه نمیذارند! حداقل اینجوری کلی موافق و مخالف سر این طرحی که هنوز مشخص نیست طرحه یا نظریه یا &#8230; با هم بحث میکنند و خب این هم خودش یک گام بزرگ در راه ایجاد اشتغال برای جوون هاست. با همین طرح کلی خبرنگار، روزنامه نگار، منتقد، شاعر <span style="color: #c0c0c0;">(یادم بندازید یک چیزی راجع به شاعر بگم!)</span> و &#8230; سر کار میرند. اتفاقاً من هم مونده بودم که برای این وبلاگ چی بنویسم. تقریباً یک هفته ای سوژه خوبی نداشتم و از روی بیکاری داشتم تحلیل های مختلف در رابطه با تهدیدات اخیر شیاطین (اسرائیل و &#8230;) رو بررسی میکردم که خوشبختانه این طرح رو در روزنامه ایران دیدم:</p>
<p><a href="http://www.iran-newspaper.com/1387/870807/html/social.htm#s916599" target="_blank">http://www.iran-newspaper.com/1387/870807/html/social.htm#s916599</a></p>
<p>راجع به سر کار رفتن شعرا هم میخواستم این رو بگم (خودتون ببینید، جالبه. هنوز داغه!):</p>
<p><a href="http://amomostafa.blogfa.com/post-316.aspx" target="_blank">http://amomostafa.blogfa.com/post-316.aspx</a></p>
<p>در رابطه با همین موضوع، مشاهده لینک زیر هم توصیه میشه (همون مطلب روزنامه ایران هست با فونت بهتر):</p>
<p><a href="http://www.ksabz.net/newspapers.aspx?id=4fa0d69a-01d5-440a-afeb-d07086900ef3">http://www.ksabz.net/newspapers.aspx?id=4fa0d69a-01d5-440a-afeb-d07086900ef3</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/08/08/78/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>برای یک مشت دلار</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/08/01/47/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/08/01/47/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 13:49:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<category><![CDATA[اقتصاد]]></category>

		<category><![CDATA[تجارت]]></category>

		<category><![CDATA[علم]]></category>

		<category><![CDATA[مقاله]]></category>

		<category><![CDATA[پول]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=47</guid>
		<description><![CDATA[به بهونه متحول کردن دنیای تکنولوژی، بودجه ناچیزی که باید صرف تحقیقات بشه رو برای کپی کاری و مونتاژ پایان نامه به هدر میدیم. چرا؟
از هر کلاس مگه چند تا مقاله میشه استخراج کرد؟ بعضی ها تصور میکنند باید از دانشجو به عنوان موتور جستجوی مقالاتشون استفاده کنند! این استعماریه که به نفع دانشجو هست! [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به بهونه متحول کردن دنیای تکنولوژی، بودجه ناچیزی که باید صرف تحقیقات بشه رو برای کپی کاری و مونتاژ پایان نامه به هدر میدیم. چرا؟</p>
<p style="text-align: right;">از هر کلاس مگه چند تا مقاله میشه استخراج کرد؟ بعضی ها تصور میکنند باید از دانشجو به عنوان موتور جستجوی مقالاتشون استفاده کنند! این استعماریه که به نفع دانشجو هست! یعنی چنین کاری یک بُعد مثبت و یک بُعد منفی داره که همدیگه رو خنثی نمیکنند. دستاورد ما از همایش های خارج از کشور چیه؟ <span style="color: #c0c0c0;">(علم یا شهرت؟)</span> چرا باید از نرم افزار های نال شده و کرک شده استفاده کنیم اما برای دو خط مقاله که فقط زحمت کپی کردنش رو کشیدیم کپی رایت بذاریم؟ و مهمتر اینکه چرا هیچوقت خودمون رو مخاطب چنین متنی نمیدونیم؟!</p>
<p style="text-align: right;">
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-50 aligncenter" style="margin-top: 10px; margin-bottom: 10px;" title="برای یک مشت دلار" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/10/fordollar.png" alt="" width="282" height="308" /></p>
<p>ببخشید که خیلی پراکنده نوشتم. خواستم سوالات رو با همون ترتیبی که به ذهنم میرسند بنویسم. جواب همه این سوالات یک چیزه &#8230; ثروت/قدرت/شهرت <span style="color: #c0c0c0;">(هر سه تا یکی هستند!)</span>.</p>
<p>مقایسه فرهنگ ملیت های مختلف در دنیای سایبر خیلی جالبه &#8230; و فوق العاده تأمل برانگیز.  توی این دنیای مجازی بینهایت مطلب وجود داره که برای گردآوری و تایپ/اسکن/ضبط هرکدوم وقت و انرژی صرف شده. با این حال اکثر این مطالب فاقد کپی رایت هستند و یا اگر هم کپی رایت دارند در حد یک خط در انتهای مطلب هست. اما در مورد مطالب فارسی  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/77.gif' alt=':14:' class='wp-smiley' /> &#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>آنلاین:</strong></span> در اینترنت تولید محتوای علمی ما چیزی در حد صفره! در ۹۹% موارد فقط مطلب دزدیده میشه (کپی بدون درج منبع) و جالب اینکه سارقین گرامی خودشون روی اون مطلب کپی رایت میذارند و انتظار دارند بقیه به اون احترام بذارند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>آفلاین:</strong></span> الان یک کالکشن نرم افزار جلوی رومه. مجموع برنامه های هر کالکشن چند صد میلیون تومن <span style="color: #c0c0c0;">-و یا بیشتر!-</span> ارزش داره!! اما به لطف برخی از شرکت های داخلی تمام این نرم افزار ها دزدیده و کرک شدند و بصورت قانونی (با توجه به قوانین کشور و نه قوانین بین المللی) با قیمت زیر ۲۰ هزار تومن به فروش میرسند. و تازه شرکت سازنده روی بسته کالکشن، هولوگرام هم زده که در حقیقت نشان دهنده دزد اورجینال بودن اون شرکت هست! روش هم نوشته: &#8220;کلیه حقوق این اثر متعلق به شرکت [...] می باشد و هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد&#8221;. <span style="color: #c0c0c0;">(که البته دزدی چنین شرکت هایی اگرچه غیر قانونی نیست اما حقی برای شرکت ایجاد نمیکنه و امکان هیچگونه پیگیری ای وجود نداره)</span></p>
<p>اینه همون چیزی که گفتم واقعاً تأمل برانگیزه. جالبه که توی یک کشور به ظاهر اسلامی کسی به خودش اجازه میده انقدر آشکارا دزدی بکنه و تازه دزد های دیگه رو هم تهدید به شکایت کنه!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>آنلاین:</strong></span> در مورد تولید محتوای علمی هم متأسفانه وضع بهتر از این نیست. دزدی از مواد و لوازم آزمایشگاهی برای مصارف/تحقیقات شخصی ، کپی کاری در پایان نامه ها، دزدی مقالات و &#8230; . اگه سایت های فارسی ای که در رابطه با جوک و اس ام اس و نفر قبلی و بعدی و بالایی و پایینی و &#8230; فعالیت دارند رو با سایت های عملی فارسی از نظر تعداد و میزان فعالیت مقایسه کنیم میتونیم نتیجه بگیریم که ما تقریباً سایت علمی نداریم! اگر هم یک سایت علمی وجود داشته میتونید مطالبش رو با کپی رایت های مختلف در صد ها سایت و وبلاگ دیگه پیدا کنید. <span style="color: #c0c0c0;">(البته جوک و sms و &#8230; بد نیست اما منظور اینه که در زمینه فعالیت سایت ها توازنی وجود نداره)</span></p>
<p>مطالبی که میخواستم بنویسم زیاد بود و فرصتم کم. بخاطر همین هم تلگرافی نوشتم! اگه شما هم مثل من از رابطه مطالب بالا با هم سر در نیاوردید  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' /> ،  نتیجه گیری زیر رو بخونید.</p>
<p>من فکر میکنم دلیل اینکه شیر (Share) اطلاعاتی در دنیای وب فارسی وجود نداره، یکی دسترسی خنده دار <span style="color: #c0c0c0;">(واژه مناسب تری پیدا نکردم)</span> به اینترنت و دیگری نگرانی های اقتصادی هست <span style="color: #c0c0c0;">(نه مشکل اقتصادی)</span>. دسترسی به اینترنت که جایی برای بحث نداره اما به عنوان یک توضیح برای مورد دوم باید اضافه کنم که اکثر سایت های علمی جنبه در آمد زایی <span style="color: #c0c0c0;">(بطور مستقیم)</span> ندارند و همون شیر اطلاعاتی منفعت مطلوب اعضای سایت هست. اما در ایران چون احساس غالب، عدم ثبات اقتصادی هست، معمولاً تکمیل موجودی به تکمیل اطلاعات ارجحیت داره و افراد توانمند (از نظر علمی) حاضر نیستند وقتشون رو صرف publish کردن تجاربشون کنند. طبیعیه که در چنین شرایطی اگه کسی بخواد از اطلاعات و تجربیاتش خرج کنه، کارش به هیچ وجه جبران نمیشه و در حقیقت این کار یک داد و ستد یکطرفه است که طبیعتاً امکان وجود نداره.</p>
<p>چون تضمینی برای بهبود و یا ثبات وضع اقتصادی وجود نداره، شیر اطلاعاتی هم وجود نداره و چون شیر اطلاعاتی نیست، محتوای علمی هم تولید نمیشه. در نتیجه محقیق هم برای کارهایی که قراره پابلیش بشه به کپی کاری روی میارند و ابداعات و تجربیاتشون رو برای بهره وری اقتصادی کنار میذارند. بعضی ها هم در این وسط سعی میکنند کلاس های درسی رو به کارخونه تولید محتوای علمی تبدیل کنند و از نیروی انسانی رایگان برای تحقق اهداف شومشون  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' />  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> استفاده کنند. <span style="color: #c0c0c0;">که البته دانشجو ها هرگز به چنین درخواست های مستبدانه ای تن نمیدند!</span> گروهی هم با خود دانشجوها کاری ندارند و در عوض از لوازم و تجهیزاتی که هزینه تهیه و نگهداری اون رو دانشجو ها تأمین کردند برای انجام پروژه هاشون استفاده میکنند. در بایولوژی به این نوع روش زیست Scavenger ای میگند. عده ای هم مقاله رو نوعی اوراق بهادار تصور میکنند و سعی میکنند به تعداد بالا مقاله به چاپ برسونند تا پشتوانه کافی برای رسیدن به پست های کلیدی تر رو بدست بیارند. در این شرایط اینکه یکی از مقالات یک محقق در مورد مکانیک و یکی دیگه در مورد زیست باشه و یا اینکه کلاً کار جدیدی انجام شده یا فقط دل مسئولین یک نشریه تازه تأسیس شاد شده و &#8230; اهمیتی نداره.</p>
<p>نتیجه غیر اخلاقی: با توجه به شرایط فعلی بهتره انگلیسی رو پاس بداریم و دنبال مقالات محققین شیاطین بزرگ (آمریکا و انگلیس و &#8230;) باشیم. مقالات باید انگلیسی نوشته بشند تا امکان شیرینگ وجود داشته باشه. تا الان هر چقدر که تکنولوژی های مختلف رو با تغییر نام، بومی کردیم کافیه! همین تغییر نام ها کلی ما رو عقب انداخته! چون اصطلاحات فقط در سطوح مقدماتی هر تخصص معادل سازی میشند، کسانیکه فارسی رو پاس داشتند بیش از همه متضرر میشند. در نظر گرفتن تاریخ و سابقه تاریخی به عنوان یک برگ برنده -اون هم در بین جوامع پیشرفته امروزی- یکی دیگه از دلایل عقب <span style="color: #c0c0c0;">مونده</span> موندن ماست!! مطمئنم حتی اگه رستم هم در عصر حاضر زندگی میکرد <span style="color: #c0c0c0;">(در قالب افسانه)</span>، اولین کاریکه میکرد این بود که میرفت مدرک TOEFL میگرفت چون لازمه کارش بود! باور کنید الان دیو ها هم انگلیسی صحبت میکنند! خب چکار میشه کرد؟ طبیعیه که نسخه های قدیمی expire میشند. باید تاریخ جدیدی رو جایگزین کنیم <span style="color: #c0c0c0;">(که بعد ۲۰۰۰ سال آینده رو با خیال راحت بشینیم و به تاریخمون ببالیم!)</span>. اگه مساله این یک مشت دلار مطرح نبود، محقق میتونست با خیال راحت دنبال تحقیقش بره و تاجر هم دنبال تجارتش! و اساتید محترم هم خودشون میرفتند دنبال تحقیقاتشون و من مجبور نمیشدم این رمان رو تموم کنم و برم دنبال ۸۰۰ تا تحقیق مختلف برای اساتید خوش اشتها (البته بعضی هاشون)!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' />  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> پایان.</p>
<p>تحلیل گر<span style="color: #c0c0c0;">(!)</span>: SaeedGh</p>
<p><small>پانوشت: به این نتیجه رسیدم که این وبلاگ بازدید کننده نداره. اگه کسی مخالفتی نداره تا اطلاع ثانوی مطلبی نمی نویسم تا کمی در انرژی صرفه جویی بشه! (پس چی خیال کردید؟! برای نوشتن هر مطالب، کلی اسب بخاری انرژی مصرف میشه!!)</small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/08/01/47/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>متفرقه - مهر ۸۷</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/12/35/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/12/35/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Oct 2008 05:17:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=35</guid>
		<description><![CDATA[سلام.  
دارم تعدادی فایل حجیم دانلود میکنم. دیدم بد نیست تا فایل ها دانلود بشند، یک مطلب جدید هم بنویسم. چون میدونم خیلی ها دلشون برای مطالب من تنگ شده بود!   (چقدر هم بازدید کننده داره وبلاگ!)
وبلاگ رو آپگرید کردم. بعضی از بخش ها عوض (افتضاح) شده. فرصت نکردم نگاه کنم ببینم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/72.gif' alt=':86:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>دارم تعدادی فایل حجیم دانلود میکنم. دیدم بد نیست تا فایل ها دانلود بشند، یک مطلب جدید هم بنویسم. چون میدونم خیلی ها دلشون برای مطالب من تنگ شده بود! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' />  <span style="color: #c0c0c0;">(چقدر هم بازدید کننده داره وبلاگ!)</span></p>
<p>وبلاگ رو آپگرید کردم. بعضی از بخش ها عوض <span style="color: #c0c0c0;">(افتضاح)</span> شده. فرصت نکردم نگاه کنم ببینم چی به چیه! الان داشتم به این فکر میکردم که اوووه، این وبلاگ تا کجاها رفته؟! چقدر از اهدافش دور شده. <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/164.gif' alt=':61:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>من در طول تابستون بین میکروبیولوژی و برنامه نویسی، برنامه نویسی رو انتخاب کردم و خوشحالم که طرح هام بیشتر از اونچه <span style="color: #c0c0c0;">(همون &#8220;آنچه&#8221; خودمونی)</span> انتظار داشتم موفق بودند. تنها مشکلی که وجود داره اینه که الان چیزی از اون موجودات کوچیک - اسمشون چی بود؟ آها &#8220;میکروب&#8221; و  &#8230; - نمیدونم؟!!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/59.gif' alt=':7:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>خب بگذریم. در حین وبگردی به مواردی برخوردم که برام جالب بود. نقل میکنم بلکه مورد توجه شما هم قرار بگیره.</p>
<p>دو تبلیغ بسیار زیبا و تاثیرگذار مصری ها در خصوص حجاب:</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-36 alignnone" title="تبلیغات مصر برای حجاب" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/10/hijab01.jpg" alt="" width="420" height="296" /></p>
<p style="text-align: center;"><span dir="rtl"><strong>نمی توانی جلوی پریدن آنها(مگس ها) را بگیری، اما می توانی خودت را از گزندشان حفظ کنی</strong></span></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-37 aligncenter" title="تبلیغات مصر برای حجاب" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/10/hijab02.jpg" alt="" width="420" height="334" /></p>
<p style="text-align: center;"><strong><span dir="ltr"> </span><span lang="AR-SA">یا چتر حجاب</span><span dir="ltr" lang="AR-SA"> </span><span lang="AR-SA">را برسر بکش، یا به تو هجوم خواهند آورد</span></strong></p>
<p>این هم متفرقه است! مثلاً روز اول مدرسه هاست.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-38 aligncenter" title="دانش‌آموزان ابتدایی" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/10/school_childs1.jpg" alt="" width="500" height="344" /></p>
<p style="text-align: center;"><strong>دانش‌آموزان ابتدایی در اولین روز سال تحصیلی ۸۸ــ۸۷/مهدی قاسمی-ایسنا</strong></p>
<p>والا زمان ما که از این خبرها نبود! یادمه از خونه که راه میافتادم تا زمانیکه برسم مدرسه سرم رو بالا نمیاوردم بس که سر به زیر بودم! تازه توی کلاس اگه معلم خیلی اصرار میکرد، شاید یه ذره سرم رو بالا میاوردم (اون هم نه خیلی - ۱۰ تا ۱۵ درجه <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' /> ) &#8230; اِ مثل اینکه دانلود تموم شد. برم ببینم چی شد. در ضمن مرسی که راجع به مطالب وبلاگ و اینکه درسته، غلط، بده <span style="color: #c0c0c0;">(بد  است!)</span>، خوبه و &#8230; نظر میدید!</p>
<p><small>پانوشت: به علت مشغله زیاد مجبور شدم یک مقدار مطالب رو آبدار تر بنویسم! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> مشخصه؟ <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/324.gif' alt=':113:' class='wp-smiley' /> </small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/12/35/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>به افتخار اصل ۴۴</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/05/34/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/05/34/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Sep 2008 15:02:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=34</guid>
		<description><![CDATA[سلام.
خب بالاخره دوران خوشی ما هم به سر رسید! تا الان با پارچه نویسی و درج خبر در سایت و راهنمایی تلفنی و &#8230; در مورد مشکلات وقت دانشجوها (یعنی چگونگی واریز شهریه، حل مشکلات مربوط به پرداخت شهریه، راهنمایی برای پرداخت آنلاین، روش های جایگزین برای پرداخت شهریه و &#8230;) اطلاع رسانی می شد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>خب بالاخره دوران خوشی ما هم به سر رسید! تا الان با پارچه نویسی و درج خبر در سایت و راهنمایی تلفنی و &#8230; در مورد مشکلات وقت دانشجوها <span style="color: #c0c0c0;">(یعنی چگونگی واریز شهریه، حل مشکلات مربوط به پرداخت شهریه، راهنمایی برای پرداخت آنلاین، روش های جایگزین برای پرداخت شهریه و &#8230;)</span> اطلاع رسانی می شد اما از اینجا به بعد &#8230;</p>
<p>قبول دارم که در فرهنگ ما اینکه مسئولین دانشگاهی <span style="color: #c0c0c0;">(و یا حداقل این دانشگاه)</span> از دانشجوها بخاطر مشکلاتیکه برای اونها بوجود آوردند عذرخواهی کنند عملی بسیار زشت و نکوهیده است و مدیریت دانشگاه را با بحران مواجه میکند اما حداقل میشد در یک کادر کوچک زیر Footer سایت، مینوشتند &#8220;از بعضی ها عذر میخوایم&#8221;! <span style="color: #c0c0c0;">(با فرض اینکه ما میدونیم &#8220;بعضی ها&#8221; = دانشجو ها)</span></p>
<p>اصلاً از عذرخواهی گذشتیم! حداقل اعلام میشد که ساعت فلان درس در حالیکه بعضی از دانشجوها انتخابش کرده بودند تغییر داده شد یا مثلاً اسم فلان درس با شماره گروه کلاسیش مطابقت نداشت که دانشجو مجبور نباشه چند هزار کیلومتر بیاد <span style="color: #c0c0c0;">(صدای ما رو از شهسوار میشنوید)</span> تا بپرسه من که فلانولوژی۱ رو انتخاب کرده بودم چرا توی فرم تثبیت نوشته فلانولوژی۲ ؟! یا اینکه در قالب یک جمله کوتاه مشخص میشد که حداکثر واحد مجاز که برای سیستم تعریف شده چقدره تا دانشجویی که معدل بالای ۱۹ داشته و ترم قبل بخاطر درک پایین سیستم نتونسته به اون بفهمونه که دانشجویان با معدل بالای x میتونند تا y واحد هم بردارند و در نهایت در Course انتخاب واحد مجبور شده متوقف بشه تا برنامه اش رو کلاً عوض کنه، این ترم دیگه از ترس متضرر شدن این کار رو نکنه!</p>
<p>حالا از این هم گذشتیم! اما دیگه حداقل زمان حذف و اضافه که باید مشخص بشه! <strong>من نوعی که نمیتونم از بوشهر بیام شهسوار تا ببینم روی برد آموزشی چی چسبونده شده!</strong> حالا اگه یک دانشگاه این اخبار رو بصورت پیامک Sent to all نمیکنه، حداقل میتونه در سایت اینترنتی درج کنه. اما &#8230;</p>
<p>می خواستم بگم دیگه از اینجا به بعد رو باید دست به دامن اصل ۴۴ شد اما خب ظاهراً اعلام شده که &#8220;<a href="http://mshdiau.ac.ir/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=196&amp;Itemid=1"><strong>دانشگاه آزاد اسلامى بهترین و موفق ترین الگوى اصل ۴۴ قانون اساسى است</strong></a>&#8220;. من فکر میکنم اگه اصل ۴۴ در مورد دانشگاه آزاد هم اعمال بشه، همین دانشگاه خودمون برای حفظ بقا(!) هم که شده حتی مسئولین رو میفرسته شهرستان تا مشکلات دانشجو ها رو حل کنند!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/59.gif' alt=':7:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>پس به افتخار اصل ۴۴ !!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/74.gif' alt=':70:' class='wp-smiley' /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/05/34/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>خونِ تازه در راه دانشگاه</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/02/32/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/02/32/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Sep 2008 13:56:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=32</guid>
		<description><![CDATA[مژده! مژده! قابل توجه دانشجویانی که بصورت موردی و یا مستمر خون لازم برای آزمایشگاه دانشگاه را تأمین میکردند! دو عدد(!؟) خون در راه است (ظاهراً خون پستاندار است اما مشخص نشده چه گونه ای - انسان بخرد، بی خرد یا &#8230;). امید می رود با ورود این دو خون، در آینده نزدیک نیاز کمتری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مژده! مژده! قابل توجه دانشجویانی که بصورت موردی و یا مستمر خون لازم برای آزمایشگاه دانشگاه را تأمین میکردند! دو عدد(!؟) خون در راه است (ظاهراً خون پستاندار است اما مشخص نشده چه گونه ای - انسان بخرد، بی خرد یا &#8230;). امید می رود با ورود این دو خون، در آینده نزدیک نیاز کمتری به تهیه خون دانشجو برای امور آموزشی باشد و همان اخذ پول دانشجو به شرط کافی برای ادامه تحصیل در دانشگاه تبدیل گردد <span style="color: #c0c0c0;">ان شاءالله</span>.</p>
<p>این خبر <span style="color: #c0c0c0;">-یعنی در راه بودن خون-</span> مربوط به مناقصه تجهیزات آزمایشگاهی است که مدتی پیش در سایت دانشگاه قرار گرفته بود و متاسفانه بنده به این دلیل که درگیر انتقال سایت بودم، تا این لحظه فرصت نقد این مناقصه را نداشتم!!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/317.gif' alt=':101:' class='wp-smiley' /> میتوانید فایل مناقصه را از این آدرس دانلود نمایید: <a href="http://www.mediafire.com/?zjd4tvmiu5w" target="_blank">http://www.mediafire.com/?zjd4tvmiu5w</a></p>
<p>بررسی مواد و برند ها در تخصص بنده نبود اما بالاخره پس از موشکافی و کنکاش فراوان، نکاتی را برای نقد پیدا کردم تا این اقدام نیز بی حاشیه نماند!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>جای بسی شادمانیست که مناقصه در قالب pdf تهیه شده و جداول بر خلاف آنچه در پورتال سابق دانشگاه به چشم میخورد، از صفحه بیرون نمی زنند. اما متاسفانه غلط های املایی به وفور در اقصی نقاط مناقصه یافت میشود!! اطلاعات، وابستگی چندانی به ستون های جداول ندارند. ممکن است برند یک کالا را در ستون &#8220;مدل&#8221; ببینید و برند کالایی دیگر را در ستون &#8220;شرح کالا&#8221; یا &#8220;ملاحظات&#8221;. همچنین این مساله در مورد &#8220;تعداد/مقدار&#8221; کالا هم صدق میکند. با توجه به اینکه این مناقصه توسط یک دانشگاه تدوین شده، انتظار می رفت شاهد چنین خطاهای Low-class ای نباشیم! در آخر هم برای اینکه نشان بدهیم تا چه اندازه برای بهبود وضعیت فرهنگی/اجتماعی/آموزشی دانشگاه ارزش قائلیم، وقت گذاشتیم و بخش پایانی مناقصه را -که شامل شرایط مناقصه می باشد- تصحیح کردیم! (بر روی تصویر زیر کلیک کنید)</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/09/monagheseh_001.gif" target="_blank"><img class="alignnone size-full wp-image-33 aligncenter" title="مناقصه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/09/monagheseh_001.gif" alt="" width="499" height="320" /></a></p>
<p>ان شاءالله مانند همیشه برای <strong>استفاده بهینه</strong> از این مواد و تجهیزات نیز برنامه مشخصی تدوین گردیده است تا شاهد اکسپایر شدن و متعاقباً افت کیفیت مواد و در نتیجه، گرفتن نتایج خلاف واقع از آزمایشات نباشیم. (البته ممکن است اُفت کیفیت مواد آزمایشگاهی ای که با هزینه دانشجو تهیه شده اند، دلایلی خارج از چارچوب ها متعارف نیز داشته باشد که بررسی آن در این مقال نمیگنجد!!)</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/07/02/32/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>قربانی سیستم سیلیکونی-نورونی</title>
		<link>http://blog.tonekaboniau.com/1387/06/26/30/</link>
		<comments>http://blog.tonekaboniau.com/1387/06/26/30/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Sep 2008 12:59:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>Admin</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://blog.tonekaboniau.com/?p=30</guid>
		<description><![CDATA[سلام.
دوست داشتم که زودتر آپدیت (یا به قول وبلاگ نویس ها &#8220;آپ&#8221;) کنم اما خب نشد!  شما که به سایت سر نزدید(!!)، ما هم رفتیم اطلاعاتمون رو - در زمینه تخصصمون - به روز کنیم!  
سایت رو هم بالاخره به سرور جدید انتقال دادیم و خوشبختانه یا متاسفانه الان دیگه از هاستینگ ایرانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام.</p>
<p>دوست داشتم که زودتر آپدیت <span style="color: #c0c0c0;">(یا به قول وبلاگ نویس ها &#8220;آپ&#8221;)</span> کنم اما خب نشد! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/324.gif' alt=':113:' class='wp-smiley' /> شما که به سایت سر نزدید(!!)، ما هم رفتیم اطلاعاتمون رو <span style="color: #c0c0c0;">- در زمینه تخصصمون -</span> به روز کنیم! <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/317.gif' alt=':101:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>سایت رو هم بالاخره به سرور جدید انتقال دادیم و خوشبختانه یا متاسفانه الان دیگه از هاستینگ ایرانی استفاده نمیکنیم. دلیلش رو هم که حتماً میدونید. برای اینکه سایت از ۲۴ سایت، ۲۳ ساعت و ۵۹ دقیقه Down بود و نمی شد بهش دسترسی داشت! انتقال سایت، یکی از پروژه های وقت گیری بود که خوشبختانه طبق زمانبندی، قبل از شروع ترم جدید انجام شد.</p>
<p>تقریباً تمام کارهایی رو که قرار بود برای آماده سازی سایت انجام بدم، با موفقیت انجام دادم. الان سایت برای توسعه آماده شده و تقریباً محدودیتی در این زمینه وجود نداره. حالا کی حاضره در توسعه سایت همکاری کنه؟!!</p>
<p>راستی امسال تو لاتری (Lottery) دانشگاه هم شرکت کردم! رفتم به بخش انتخاب واحد و چند تا کلیک کردم اما متاسفانه خوش شانس نبودم! بعد از تثبیت نهایی، یکی از انتخابام عوض شد و با یک درس دیگه در ساعت برگزاری کلاس تداخل پیدا کرد. البته پیگیری هم کردم &#8230; یعنی رفتم به مدیر آموزشم گفتم. فکر میکنید چه جوابی گرفتم؟ آیا از من عذر خواهی شد؟ یا اینکه از سوی اسمش رو نبر تهدید به اخراج شدم (مثلا بخاطر اینکه با لهجه مازندرانی انتقاد نکردم!)</p>
<p>&#8230; من معمولاً در چنین مواردی وقتی برنامه ای که نوشتم ایراد پیدا میکنه به مشتری میگم &#8220;پیگیری میکنم&#8221; و واقعاً هم پیگیری میکنم ببینم مشکل از کجا بوده و در نهایت مشخص میشه که یا اشکال از کار من بوده و یا اینکه مشتری در تنظیم یا اجرای برنامه مشکل داشته. در هر دو حالت هم یک راه حل منطقی وجود داره. در حالت اول مشکل با تصحیح برنامه، جبران خسارت و عذرخواهی حل میشه و در حالت دوم هم با کمی توضیح در مورد اشتباهی که مشتری انجام میداده. اما ایشون چه جوابی دادند؟ &#8230; گفتند که اصلاً چنین چیزی غیر ممکنه!! &#8230;</p>
<p>حالا جالب اینجاست که موقع انتخاب واحد، دانشجو با هیچ ترفندی نمیتونه دو درس رو طوری انتخاب کنه که در ساعت برگزاری کلاس با هم تداخل داشته باشند. چون این تداخل از طرف سیستم تشخیص داده میشه. پس من چطور تونستم دو درس رو طوری انتخاب کنم که در ساعت برگزاری کلاس با هم تداخل داشته باشند؟! شاید من نیروهای خاصی دارم! شاید هم این بخاطر وجود یک حفره در قوانین فیزیک/متافیزیک باشه! خلاصه همه چیز ممکنه جز اینکه یک اپراتور در کمال خونسردی <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/82.gif' alt=':58:' class='wp-smiley' />  ساعات برگزاری کلاس یک درس رو در فاصله ۹ تا ۲۲ شهریور که زمان انتخاب واحد دانشجو ها بوده عوض کرده و به این ترتیب چند <strong>عدد</strong> دانشجو از جمله بنده قربانی نقص یک سیستم سیلیکونی-نورونی شدند (که فدای سر اپراتور مذکور!).</p>
<p style="text-align: center;"><img class="size-full wp-image-31" title="سیستم سیلیکونی-نورونی" src="http://blog.tonekaboniau.com/wp-content/uploads/2008/09/silikon_noron_sys_victim.gif" alt="" width="498" height="415" /></p>
<p>حالا گذشته از اینها من نمیدونم چرا باید برای یک واحدی که انتخابش غیرممکنه ۶۰ هزار تومن واریز کنم به حساب دانشگاه؟ رفتم این سوال رو از ریاست محترم بپرسم که دیدم ایشون جلسه دارند. (حالا ای کاش یک کامپیوتر متصل به LAN رو هم به نمایندگی از &#8220;سیستم&#8221; در جلسات شرکت میدادند. چون ناسلامتی هر کجا که مشکلی پیش میاد یکجور به کم کاری یا اشکال &#8220;سیستم&#8221; مربوط میشه! هیچ موجود زنده ای هم که مسئولیت خرابکاری های سیستم رو بر عهده نمیگیره تا ما بتونیم از ایشون شکایت کنیم. از سیستم هم که نمیشه شکایت کرد!!).</p>
<p>فعلاً در حال شرکت در لاتری های دیگه هستم تا ببینم برد این توانایی های جدید الکشف بنده محدود به دانشگاه آزاد تنکابن هست و یا اینکه میتونم ازش بهره برداری اقتصادی هم بکنم؟!  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':biggrin:' class='wp-smiley' /> </p>
<p>در ضمن از اونجایی که تا این لحظه پیشنهادات بنده تماماً مورد توجه مسئولین واقع شده و اتفاقاً کلی هم ازش استقبال کردند <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/45.gif' alt=':razz:' class='wp-smiley' />  یک پیشنهاد دیگه هم دارم! با توجه به حضور ورودی های جدید در دانشگاه و متفاوت بودن شیوه احیای حقوقی که این عزیزان با اون آشنایی دارند، پیشنهاد میکنم یکسری جلسات توجیهی برای اساتید و کارکنان محترم برگزار و در اون چگونگی برخورد با دانشجو به عنوان <strong>ارباب رجوع/خدمات گیرنده</strong> آموزش داده بشه. چون با عرض تأسف، قبلاً رفتارهایی به دور از تمدن مانند عربده کشی (نمیدونم مودبانه تَرش چی میشه!) و &#8230; از طرف عده ای کارمند نما یا استاد نما(!) دیده شده که نهایتاً به گریه و زاری دانشجو ختم شده! من بعید میدونم ورودی های جدید هم نسبت به این رفتار ها چنین واکنشی نشون بدند! بنابراین طی این پیام صلح و دوستی  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/40.gif' alt=':17:' class='wp-smiley' /> از مسئول نما ها(!!) تقاضا دارم برای حفظ جان و مال خود هم که شده، از رفتار <strong>ارباب منشانه</strong> به <strong>خدمات دهنده</strong> سوویچ کنند. <span style="color: #c0c0c0;">(ترجمه(!): یعنی رفتار ارباب منشانه خود را به رفتار یک خدمات دهنده تغییر دهند)</span></p>
<p>التماس دعا.</p>
<p><small>پانوشت: قرار بود راجع به <strong>یک مساله دیگه</strong> بنویسم که بنابر پاره ای مسائل <span style="color: #c0c0c0;">(از جمله محدود بودن تعداد میخ های آهنی)</span> منصرف شدم.<br />
مثال سیستم سیلیکونی: &#8220;یک کامپیوتر&#8221;. مثال سیستم نورونی: &#8220;مغز یک انسان&#8221;!<br />
اصلاحیه: یک بخش نیاز به ترجمه داشت که انجام شد.  <img src='http://blog.tonekaboniau.com/wp-includes/images/smilies/38.gif' alt=':wink:' class='wp-smiley' /> </small></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://blog.tonekaboniau.com/1387/06/26/30/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
