پمپ خلاء (قسمت دوم)
سلام.
بالاخره یک فرصت دست داد تا مطلب “پمپ خلاء” رو تکمیل کنم. فقط قبلش میخوام از بچه های میکروبیولوژی ۸۴ که در برگزاری جشن فارغ التحصیلی زحمت کشیدند تشکر کنم
و گذر از این مقطع تحصیلی رو بهشون تبریک بگم
در کل جشن خوبی بود. فقط چیزی که برای من جالب بود این بود که تمام اولیای دانشجوها و خود دانشجوها داشتند به جشن فکر میکردند و کلی هم ذوق داشتند و تا جاییکه یادمه کسی پا نشد داد بزنه “آخه این چه وضعیتیه که دانشگاه آزاد داره و …” اما موقع سخنرانی مسئولین که شد، گفتند دانشگاه آزاد خیلی هم خوبه!! چندین هکتار زمین داره، چندین واحد داره، تازه؛ اگه دانشگاه آزاد نبود که شما الان …. ؟! فکر میکنم تازه اون موقع بود که همه به یاد آوردند که کجا آمدند و چه میکنند و داغشون تازه شد.
البته ما همچنان امیدواریم با این شیوه تلقین درمانی مسئولین، وضع دانشگاه آزاد هم بهبود پیدا کنه ان شاءالله. اما برسیم به بحث خودمون.
اونطور که در دانشنامه رشد اومده “واژه «خلا» به معنی تهی و خالی ترجمه واژه لاتین vacuum میباشد”. وقتی داشتم عنوان این یادداشت رو انتخاب می کردم تو این فکر بودم که گذراندن تحصیلات دانشگاهی (در یک “به اصطلاح دانشگاه” مثل همین دانشگاه آزاد تنکابن) علی رغم تمام فوایدی که داره، چقدر میتونه تاثیر منفی روی دانشجو ها بذاره! بدون تعارف، چقدر از استعداد ها و توانایی ها در سایه ی منفعت طلبی و رفتارهای جاست اکونومیک برخی از اساتید از بین میرند! چقدر از دانشجوها بهترین فرصت هاشون رو با جستجوی مقالات تخصصی که صرفاً برای استفاده شخصی اساتید به دانشجو تحمیل میشه، از دست میدند. در همین دانشگاه خودمون دانشجوها چقدر برای رفتن از دانشگاه ولی آباد به خوبان رزگاه و بالعکس و از این دو به خوابگاه و بالعکس وقت و هزینه صرف میکنند. چرا ساختمون های آموزشی رو ۱ طبقه می سازید؟!! (این ربطی به موضوع نداشت اما خب به هر حال یک انتقاده!). اگه از یک مدیر انتظار داریم که عاقلانه و با تدبیر عمل کنه، در کجا باید دانش های مدیریتی رو فرا بگیره؟ ۱)کارگاه ۲)دانشگاه ۳)آزمایشگاه ۴)آرایشگاه!
اگه این پمپ خلاء از روی دانشگاه برداشته بشه و استعدادها، توانایی ها و فرصت های دانشجوها با اقدامات نادرست اساتید، مسئولین و خود دانشجو ها -که همه بخاطر عدم آگاهی از اهمیت اهدافمون هست- در روزمرگی زندگی مه آلودمون محو نشه (چه شاعرانه!
)، میشه به بهبود وضع جامعه دانشگاهی امیدوار بود. و در این صورت دیگه مجبور نیستیم بجای کیفیت آموزشی، رضایت دانشجوها و تعداد افراد فرهیخته و دانشمند، بیاییم و متراژ زمین دانشگاه رو به عنوان برگ برنده جامعه دانشگاهی رو کنیم!
راستی بنظر شما در شطرنج، مهره سرباز مهم تره یا شاه؟ کدوم بیشتر میتونه در روند بازی تاثیر گذار باشه؟ شاید بگید هر دو، یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم. اما بنظر من این مهره سربازه که تعیین میکنه بازی چطور پیش بره. آیا میتونید تصور کنید که اگه در طی یک بازی، شاه، وزیر، رخ، فیل و حتی اسب(!) بخوان به سرباز -این مهره مظلوم- زور بگن و تلکه اش کنند چه اتفاقی میفته؟ شاید بخاطر همینه که فرار مغز ها رخ میده!
توضیح در مورد تصویر قسمت اول یادداشت “پمپ خلاء”: علاوه بر مطالب بالا باید اضافه کنم » بایستی قبول کنیم که تنها مهره سربازه که پتانسیل پیشرفت کردن رو داره (مثلاً با وزیر شدن!). البته تو صفحه شطرنج ما سابقه داشته که سرباز شاه هم شده! یک توصیه به مدیران شطرنج باز: اگه میخواین به موفقیت برسید باید مسیر رو برای مهره های سرباز هموار کنید تا بتونند به خونه آخر برسند، ارتقا پیدا کنند و بتونند کمک کننده باشند. بی توجه بودن نسبت به وضعیت مهره ها میتونه در آینده مشکلات حادی برای ادامه بازی بوجود بیاره که ممکنه حتی به از دست دادن مهره های کلیدی بیانجامه.
تا ماجرا جنایی نشده بحث رو به پایان میرسونم! این قسمت پایانی یادداشت “پمپ خلاء” بود. تا یادداشت بعدی خدانگهدار.
و … رو هرگز نداشته ایم مثلاً و هرگز هم نخواهیم داشت ان شاءالله.
و بعد تحقیق رو تحویل استاد میده.
استاد دانشجو رو می اندازه!
(آخه فهمید که دانشجوهه اون مطلب رو خودش ترجمه نکرده بود - اینکه چطور یک استاد میفهمه که بین یک دانشجوی بی سواد و یک مترجم بی سواد، کدومشون یک متن رو ترجمه کردند، هنوز در هاله ای از ابهامه!)
بنابراین دوباره پول میده به دانشگاه. دانشگاه یک بخشی رو خودش برمیداره و یک بخشی رو میده به “استاد ۲″! استاد ۲ به دانشجو تحقیق نمیده. اما سوالاتش رو اونقدر میپیچونه که از چهارچوب آموزشی که سهله، از چهارچوب علمی هم خارج میشه. در نتیجه دانشجو میافته!
دانشگاه یک بخشی رو خودش برمیداره و یک بخشی رو میده به “استاد ۳″! استاد ۳ به دانشجو تحقیق نمیده و اصولاً قبل از امتحان نمره قبولی رو برای همه رد میکنه! بنابراین دانشجو بالاخره قبول میشه.
دانشجوی ما بعد از اینکه فارغ التحصیل شد، باید در شجره ژنتیکیش دنبال یک ارتباط بین اجدادش و اجداد مسئولین فعلی دانشگاه بگرده. اگه موفق به پیدا کردن یا ایجاد(!) یک ارتباط ژنتیکی
حالا سعی میکنم هرطور شده ربطش بدم.
، بعضی فقط منتظر سپری شدن وقت اند
و بعضی ها هم افسرده اند
. و البته وبلاگ نویس زحمتکش دانشگاه رو هم نباید فراموش کرد
. با توجه به تاثیر دادن معدل در آزمون ارشد این نگرانی وجود داره که ارزشیابی ها به درستی صورت نگیره و … 
)