بوم مدیریتی
نمی خواستم بیام اینجا دوباره بنویسم. میخواستم برم یه گوشه ای های های گریه کنم. بعد دیدم خب چه کاریه؟ بیام اینجا دوباره بنویسم که بهتره!!
… البته بعدش یادم اومد که برای چی اون تصمیم رو گرفته بودم. میخواستم برم به حال خودمون گریه کنم. به حال این تریاهای اطراف دانشگاه ولی آباد، به حال این طبقه محروم ها که میگند، … بندگان خدا در نوار غزه، … اون هایی که آب برای خوردن ندارند، … اونهایی که آب برای خوردن دارند اما فرصت آب خوردن ندارند، به حال این مملکت، این کره خاکی که درست کردیم و به حال کهکشان راه شیری و مخصوصاً تریاهای اطراف دانشگاه که بدجوری در کهکشان راه شیری تو چشم اند! و بچه هایی که در اونها رفت و آمد میکنند از این نوار غزه ای ها هم بیشتر گریه کردنی هستند. منظورم اینه که سوژه بهتری برای گریه کردن هستند. البته منظور یکسری case های خاص و معلوم الحال هست!
اینجا هوا بسیار سرده بطوریکه اگه کسی به هر دلیل خوابش ببره، دیگه بیدار شدنش با خداست و کاری هم از کسی ساخته نیست. البته ما همواره سعی در بیدار کردن هم قطاران به خواب رفته مون داریم اما شدت سرما و لذت خواب به حدی هست که تا این لحظه واقعاً کار زیادی از ما ساخته نبوده. متاسفم!
————
ما بسیار تأکید داشته ایم و داریم که نصب یک برد آموزشی صرفاً برای داشتن یک برد آموزشی نیست! هدف اطلاع رسانی است. اما متاسفانه در اغلب موارد، اطلاعیه تغییر ساعت برگزاری کلاس ها و امتحانات تنها چیزی است که جایی در برد آموزشی نداشته و گروه آموزشی هم در حالت نرمال در جریان اینگونه مسائل نیست. مگر اینکه اتفاق خاصی افتاده باشد. مثلاً ایرانسل مشکل داشته باشد و مدیران گروه ها (خیلی کلی!) فرصتِ در جریان قرار گرفتن داشته باشند. البته تا به امروز چندان جای نگرانی نبوده است زیرا دانشجویان فهیم ما پس از گفتگوی تلفنی با استاد مربوطه، اطلاع رسانی را انجام داده و در صورت تشخیص، آموزش را نیز در جریان وقایع دانشگاه قرار میدادند. اما امید می رود از این پس، اساتید گرامی اطلاعیه ها را به هر ترتیب که شده در اختیار گروه آموزشی قرار دهند تا در نهایت بر روی برد قرار گیرد. این کار باعث می شود هم حوصله همکاران آموزش سر نرود و هم دانشجویان از سر در گمی دربیایند. و یا اینکه اساتید میتوانند حداقل شماره تلفن همراه خود را public کنند که ما به این هم قانع هستیم.
————
البته این ترم که گذشت. شاید باور کردنش برای شما خوانندهء گرامی سخت باشه اما ما هنوز هم امیدواریم که این مساله اطلاع رسانی در دانشگاهمون حل بشه. و باز هم البته، این مشکل تمام گروه های آموزشی نیست و حتی در گروه های مورد بحث هم وضع همیشه به این شکل نیست اما همون ایرادات اندکی که وجود داره هم مثل لکه ای سیاه بر روی بوم مدیریتی سفید و تمیز دانشگاه ما به شدت خودنمایی میکنند. اگه باور ندارید، خودتون یک نگاهی به بوم مدیریتی بیاندازید (البته این از دید منه. شاید واقعیت ۳۶۰ درجه با چیزی که من توصیف کردم فرق داشته باشه!):

در هر حال به نظر من اگه قرار باشه نیمه پر لیوان رو ببینیم، چنین وضعیتی خیلی امیدوار کننده است. هنوز خیلی نقاط سفید وجود داره که میشه اونها رو بسط داد و … . اگه هر نفر بخش تحت مدیریت خودش رو به خوبی کنترل کنه … .
معمولاً در این قبیل مباحث مدیریتی همه مون از تئوری نمره کامل رو میگیریم و اصول کار و اقداماتیکه باید انجام بگیره یا نگیره رو به خوبی بلدیم اما اصولاً کمتر کسی میتونه از بخش عملیش نمره بگیره. شاید این بخاطر جو امتحانه! همون بحث سرما و خواب و اینها.
الان چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه که بنویسم … آها یک چیزی یادم اومد …
کریسمس مبارک!
آغاز سال ۲۰۰۹ میلادی رو به همه بخصوص دانشجو ها ، اساتید و مسئولین دانشگاه ها و باز هم بخصوص دانشگاه آزاد تنکابن تبریک میگم.
ان شاءالله سال ۹۰۰۲!! (اگه هنوز حیات وجود داشته باشه!)

پانوشت: میتونید از کادری که در ستون سمت راست وبلاگ وجود داره، مشترک خبرنامه وبلاگ بشید تا هر زمان که مطلب جدیدی در این وبلاگ نوشته شد، از طریق ایمیل مطلع بشید. شما هم اگه نظر/انتقاد/پیشنهادی داشتید و یا خواستید تبریکی، چیزی بگید تعارف نکنید ها. بخش نظرات وبلاگ در خدمت شماست! کافیست روی “دیدگاه” کلیک کنید. 
و گذر از این مقطع تحصیلی رو بهشون تبریک بگم
و … رو هرگز نداشته ایم مثلاً و هرگز هم نخواهیم داشت ان شاءالله.
و بعد تحقیق رو تحویل استاد میده.
استاد دانشجو رو می اندازه!
(آخه فهمید که دانشجوهه اون مطلب رو خودش ترجمه نکرده بود - اینکه چطور یک استاد میفهمه که بین یک دانشجوی بی سواد و یک مترجم بی سواد، کدومشون یک متن رو ترجمه کردند، هنوز در هاله ای از ابهامه!)
بنابراین دوباره پول میده به دانشگاه. دانشگاه یک بخشی رو خودش برمیداره و یک بخشی رو میده به “استاد ۲″! استاد ۲ به دانشجو تحقیق نمیده. اما سوالاتش رو اونقدر میپیچونه که از چهارچوب آموزشی که سهله، از چهارچوب علمی هم خارج میشه. در نتیجه دانشجو میافته!
دانشگاه یک بخشی رو خودش برمیداره و یک بخشی رو میده به “استاد ۳″! استاد ۳ به دانشجو تحقیق نمیده و اصولاً قبل از امتحان نمره قبولی رو برای همه رد میکنه! بنابراین دانشجو بالاخره قبول میشه.
دانشجوی ما بعد از اینکه فارغ التحصیل شد، باید در شجره ژنتیکیش دنبال یک ارتباط بین اجدادش و اجداد مسئولین فعلی دانشگاه بگرده. اگه موفق به پیدا کردن یا ایجاد(!) یک ارتباط ژنتیکی
حالا سعی میکنم هرطور شده ربطش بدم.
، بعضی فقط منتظر سپری شدن وقت اند
و بعضی ها هم افسرده اند
. و البته وبلاگ نویس زحمتکش دانشگاه رو هم نباید فراموش کرد
. با توجه به تاثیر دادن معدل در آزمون ارشد این نگرانی وجود داره که ارزشیابی ها به درستی صورت نگیره و … 
)