خرداد
۰۶

چه کسی تالار را برداشت؟

امروز حرف های جالبی برای گفتن دارم که امیدوارم مورد استفاده تمامی عزیزان قرار بگیره! :59:

مطلبی که امروز می نویسم از این جهت حائز اهمیته که میتونه آغازگر یک رویکرد جدید در سیاست گذاری سایت مستقل باشه که من اون رو یک اقدام سازنده میدونم. در واقع قصد داریم از این پس با بازتاب عملکرد دانشجویان، اساتید و مسئولین محترم دانشگاه و بحث در مورد نقاط مثبت و منفی آن، به راهکاری مناسب برای همزیستی مسالمت آمیز در نظام رقابتی موجود دست یابیم ان شاءالله!! :8: :7:

در اینجا هدف از زیر ذره بین بردن عملکرد مسئولین و نقد و تحلیل اون، بهبود شرایط موجود هست و قصد ما تخریب شخصیت :110: ، توهین و … نبوده و نخواهد بود :smile: . در این پست در مورد سایت رسمی دانشگاه آزاد تنکابن و ماجراهایی که من با سایت مذکور داشتم براتون نوشتم و سعی هم کردم که کل ماجرا رو بدون هیچ تغییری بنویسم اما با این وجود ممکنه در پاره ای از جزئیات اختلاف اندکی با واقعیت وجود داشته باشه که از این بابت از خوانندگان محترم عذر می خوام.

زمان: شهریور ۱۳۸۶

مکان: دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن!

مدتی از عضویتم در “تالار گفتمان دانشگاه آزاد تنکابن” گذشته بود که متوجه شدم بخاطر ضعف امنیتی سیستم، تعدادی لینک و عکس غـیر اخـلاقی در تالار گفتمان قرار داده شده و از طرفی مدیر محترم سایت هم از دانشجوها دعوت به همکاری کرده بودند تا مدیریت بخش های مختلف تالار رو بر عهده بگیرند. این شد که من رفتم خدمتشون و مشکل تالار رو به اطلاعشون رسوندم و گفتم که با توجه به آشنایی مختصری که با web programming دارم میتونم در طراحی سایت و یا پیکربندی تالار گفتمان کمکشون کنم. ایشون هم بعد از کلی بحث و مذاکره لطف کردند و بالاخره موافقت کردند که من بصورت کاملا رایگان در مدیریت سایت کمکشون کنم!

فردای اون روز وقتی وارد سایت شدم تا تنظیمات مورد نیاز رو انجام بدم متوجه شدم که سطح دسترسی من در حد مدیریت نیست و فقط یک عنوان کاذب “مدیر تالار” به پروفایلم اضافه شده بود. یعنی وقتی وارد یک انجمن می شدید بالای صفحه نوشته شده بود: “مدیر: SaeedGh” و در زیر اون هم لینکها و تصاویر غـیر اخـلاقـی به چشم می خورد!! در حالیکه من واقعا هیچ اختیار مدیریتی ای نداشتم که بتونم جلوی این قبیل ارسال ها رو بگیرم. مصداق ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته!

با این تصور که احتمالا اشتباهی در تغییر سطح دسترسی من رخ داده و این مساله با گفتمان قابل حله، رفتم و موضوع رو با آقای مهندس در میون گذاشتم. ایشون هم فرمودند که قضیه رو همون روز پیگیری میکنند. اما چند هفته گذشت و وضعیت هیچ تغییری نکرد. بنابراین چند بار دیگه هم رفتم خدمتشون و این مورد مطرح کردم اما ترتیب اثر داده نشد. البته در کل وظیفه جناب مهندس بود که به مشکلات سایت رسیدگی کنند نه من! اما ایشون با وجود اطلاع دقیق از وضعیت سایت، نه تنها اقدامی برای رفع مشکل انجام ندادند بلکه به من هم اجازهء مسدود کردن آی پی سرور اسپمر رو ندادند!! که واقعاً اینقدر مقاومت در برابر حل چنین مشکلی سوال برانگیزه. :30: جداً سوال برانگیزه!

خلاصه بعد از اینکه متوجه شدم ایشون قصد جلوگیری از ارسال چنین مطالبی رو ندارند، تصمیم گرفتم برای حفظ آبروی دانشجوها هم که شده چند ماهی ارسال های ناجور رو بصورت دستی از سایت دانشگاهمون پاک کنم و بعد از اون هم برای مدتی دیگه پیگیر قضیه نشدم. دلیلش هم این بود که تحولات خوبی از طرف ریاست دانشگاه در حال انجام بود و من امیدوار بودم دفتر فناوری اطلاعات هم مورد عنایت قرار بگیره و بالتبع مشکل سایت هم بدون جنگ و خونریزی حل بشه!!

اما این اتفاق نیافتاد و من هم مجبور شدم شخصا وارد عمل بشم!! :118: رفتم طبقه آخر ساختمون اداری و خودم رو پرت کردم پایین! … شوخی کردم! ، رفتم پیش منشی محترم ریاست دانشگاه. ایشون هم با رویی گشاده از من استقبال کردند و طبق عادت خواستند که موضوع رو به جای رئیس، به ایشون بگم. من هم وقتی که اشتیاق ایشون رو برای حل مشکلم دیدم این پیشنهاد رو پذیرفتم و ازشون خواستم که یک گفتگوی خصوصی (سکرت) داشته باشیم (چون دو نفر در اتاق حضور داشتند). اما ایشون به این دو عزیز اشاره کردند و گفتند “اینها گوش ندارند” و یا یک چنین چیزی! من دقیقا متوجه فرمایش ایشون نشدم. بگذریم … نهایتا فرمودند که: “شما مشکلتون رو بگید. ما برای حل مشکلات شما اینجا هستیم”.

یک پانوشت فوری: این جمله خیلی روی من تاثیر گذاشت. واقعا چقدر خوبه که مسئولینی تا این اندازه فداکار وجود دارند که به دانشجو های مشکل داری مثل ما که برای حل مشکلاتمون به دانشگاه پناه آوردیم کمک میکنند. واقعا باید چنین مسئولینی رو آب طلا گرفت.

من هم عرض کردم که: “راستش چیزی که من میخوام بگم مشکل من نیست، مشکل دانشگاست! …” و باقی ماجرا رو تعریف کردم. ایشون هم گفتند: “خب حالا مدرکی داری؟”. گفتم: “نه!”. گفتند: “باید بری مدرک بیاری! برو از اون صفحه ای که میگی عکس های مستهــجن داره پرینت بگیر تا نشون ریاست دانشگاه بدم”. گفتم: “آخه من که روم نمیشه چنین کاری بکنم”. گفتند: “رو شدن نمیخواد که، شما برو بیار من خودم نشون رئیس میدم”!

:49: وقتی دیدم اینجا هم حساب دیگه ای روی من باز کردند و برای اینکه راه حل خلاقانه دیگه ای مطرح نشه که بعداً (یعنی الان) بازتابش باعث شرمندگی بشه، گفتم: “حتما میرسه خدمتتون”. تشکر کردم و برگشتم خونه.

همین که رسیدم خونه، رفتم سایت دانشگاه و از یکی از صفحات عکس تهیه کردم. اما پرینت نگرفتم! به جای این کار، در یک متن مفصل شرح وقایع رو نوشتم و عکس رو بعد از کمی سانسـور ضمیمهء اون کردم و فرستادم برای یکی از خبرگزاری های داخلی! خب برای خیلی ها جالبه که چرا توی سایت رسمی یک دانشگاه اون هم در یک جامعه اسـلامی، عکسهای ناجـور قرار داره و کسی هم حرفی نمیزنه.

.

سایت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن

.

یک کپی از ایمیل رو هم فرستادم به یک سایتی که توش نوشته بود “… اقدام انجام شده از طرف سـازمانها یا وزارتـخانه ها بر روی نامه ها و درخواستهای ارجاع شده از طریق این مرکز، توسط کارشناسان مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد … همه ی مسئولین موظف هستند به تمام نامه های ارجاع شده پاسخ بدهند” و از این قبیل! :16:

و نهایتاً چند روز بعد از این افشـاگری ها موفق شدم ریاست دانشگاه رو از نزدیک ملاقات کنم و اگرچه کمی دیر شده بود اما با این حال موضوع رو به عرضشون رسوندم. جالب اینجاست که فردای اون روز که موضوع رو به ایشون گفتم تالار گفتمان سایت رسمی دانشگاه کاملا حذف شد!

درسته که همه چیز به خوبی و خوشی به پایان رسید (و تا این لحظه هم تلفاتی گزارش نشده!) اما بالاخره من متوجه نشدم که چه کسی این تالار رو برداشت؟! خبرگزاری، … اون سایته، … ریاست دانشگاه، … و یا من؟! :8:

:103: نتیجه اخلاقی: هیچوقت نباید دیگران رو به عنوان مقصر اصلی اشتباهاتمون معرفی کنیم و اسم اونها رو پای اشتباهاتمون بزنیم ! همچنین هیچوقت نباید اصرار به نقض یک قانون داشته باشیم مخصوصا وقتی می بینیم شخصی مصرانه پیگیر اجرای قانونی هست که ما داریم نقضش میکنیم!! و در آخر هم سعی کنیم هیچوقت چیزی رو در خفا نگیم که در صورت نقل شدنش در یک جمع باعث شرمندگیمون بشه.

پانوشت:
۱/ چون در سایتهای مختلف از آی دی SaeedGh استفاده میکنم و خیلی ها من رو با همین آی دی میشناسند، بنابراین برام مهم بود که نذارم از اعتبار این آی دی سوء استفاده بشه!
۲/ از این به بعد اگه خواستید صفحه ای از یک سایت رو به کسی نشون بدید حتما باید ازش پرینت بگیرید چون هنوز خیلی ها به دلایلی چند حاضر نیستند با وارد کردن آدرس url سایت و فشار دادن دکمهء Enter به صفحه مورد نظر مراجعه کنند! حتی اگه در مقابلشون یک سیستم مجهز با امکان دسترسی به اینترنت ADSL 512 وجود داشته باشه! و تازه اون سیستم روشن هم باشه!
۳/ بد نیست که قبل از مطرح کردن درخواست یک گفتگوی خصوصی، بررسی کنید که افراد حاضر در محل حتما واجد گوش باشند!





اردیبهشت
۲۹

اساتید جدید الورود

مدتها بود که تصمیم داشتم شیوه وبلاگ نویسیم رو عوض کنم. از این به بعد یک مقدار متفاوت تر می نویسم! عُرف اینه که هر کسی در هر حرفه ای به آخر خط میرسه بخونید “کم میاره، نظم و ترتیب و اصول کار رو حذف میکنه و اگه چیزی باقی موند به اون برچسب نوآوری می زنه و به عنوان یک کار جدید ارائه میده. مثل همین سبک های هنری جدید (موسیقی، نقاشی، شعر و …). حالا من هم تصمیم دارم یک نوآوری در عرصه وبلاگ نویسی ایجاد کنم بلکه از این طریق بتونم به زور استعداد هام رو شکوفا کنم!

مطلب امروز مربوط به دانشگاه میشه … جای گله داره که چرا برخی از اساتید که اولین ساله در دانشگاه تدریس میکنند بجای استفاده از تجربیات دیگران، سعی میکنند با آزمون و خطا شیوه درست تدریس کردن و مدیریت کلاس رو فرا بگیرند. آیا این اساتید چنین رفتاری رو برای خودشون هم می پسندند؟ مثلا حاضرند برای درمان بیماریشون به فردی مراجعه کنند که هیچ کتاب پزشکی ای نخونده و قصد داره با آزمایش روی بیمارانش، از اول علم پزشکی رو پایه گذاری کنه؟! مسلما هیچ انسان عاقلی چنین چیزی رو قبول نمیکنه. پس بنظر شما چرا این دسته از اساتید چنین چیزی رو قبول میکنند؟! :30: مساله اینجاست که بعضی از ایده ها که در دانشگاه های آکسفورد، سوربن و … خیلی خوب جواب داده، در دانشگاه آزاد تنکابن جواب نمیده! (تقریبا ۹۹/۹۹ درصدشون ). برای مثال از دانشجوها خواسته میشه تحقیق Review ارائه بدند در حالیکه دانشجو وقتی از اینترنت دانشگاه استفاده میکنه و قصد پرینت گرفتن از مطالب رو داره باید بره تو صف بانک و هزینه پرینت رو مثلا حدود ۱۰۰ تومان (معادل ۱۰۰۰ ریال) به حساب دانشگاه واریز کنه و بعد فیش بانکی رو به امور مالی ببره و مهر بزنه و بعدش فیش تائید شده رو تحویل بده تا بتونه پرینت رو تحویل بگیره! نکته جالب قضیه اینجاست که خیلی از این اساتید محترم، خودشون در گذشته دانشجوی دانشگاه آزاد تنکابن بودند و با این مشکلات آشنا هستند و بعید هم میدونم در سوربن دوره ای گذرونده باشند (نهایتا در چالوس و همین اطراف!)، اما نمیدونم چه خاصیتی داره این تخته که آدم ها رو جو گیر میکنه؟!! (منظورم فقط چند تا از اساتید جدید الورود هست)

آیا میدونید تمام این مسائل به چی برمیگرده؟ … به یک چالش مدیریتی! اُoooO :19: ! … بله، پس چی خیال کردید؟! در یک سیستم مدیریتی سالم هر کسی به محض اینکه به مدیریت رسید، دکمه Reset رو فشار نمیده تا همه چیز از صفر شروع بشه! (حالا این مدیریت میتونه مدیریت یک کلاس، دانشگاه و یا جامعه باشه). بجای این کار بهتره از تجربیات دیگران استفاده بشه، هرچند که این تجربیات موفق هم نبوده باشه. خوب بود که آموزش یا کادر آموزشی دانشگاه، اساتید جدید رو قبل از شروع به کار، Brief میکردند. و خیلی بهتر بود که …

… که ما از اشتباهاتمون، … اشتباهاتشون، … و اشتباهات تمساح ها درس بگیریم :wink: … پایان. :70:

یک هشدار بی ربط: اگه ایرانسل دارید حواستون باشه این روزها گوشیتون رو به کسی ندید چون با وارد کردن یک کد ساده میشه شارژ رو انتقال داد!

پانوشت: در مورد سبک نگارش وبلاگ نظر بدید. (جمله دستوریه! :wink: )





اردیبهشت
۲۱

گفتگوی همیشگی

سلام. واقعا این چه وضعیتیه؟ … آخه چرا؟! … چرا وقتی میدونیم یه کار درسته اون رو غلط جلوه میدیم؟ که چی بشه مثلا؟ … نکنید این کارها رو، آخر عاقبت نداره! ببینید:

book_worm

سلام.

سلاااااام …. [لقب]. چیه؟ چرا حالت گرفتست؟

آخه واسه امتحان …. [نام استاد!] هیچچچچچی نخوندم!

امتحان؟ مگه امتحان داریم؟ … آخ راس میگی … من هنوز کتابشم نخریدم!! حالا چکار کنیم؟

هیچی! دیگه چکار میشه کرد؟! من که حذف میکنم!

ok! پایَتم! خواستی بری آموزش یه ندا بده. [نویسنده: چکار کنم خب؟! بچه ها این سبکی صحبت میکنن دیگه!]

یک ربع بعد …

چی شد؟ چطور نوشتی؟

چطور باید مینوشتم؟ افتضاح! ای کاش می رفتیم حذف می کردیم.

حالا اگه نمره تحقیق رو بگیریم شاید بتونیم پاس کنیم.

عمراً! تازه اگه نمره تحقیقو کامل بگیرم میشم ۵ !!

دیالوگی که در بالا خوندید، گفتگوی همیشگی نفر اول رشته x با نفر اول رشته y هست! بعد نمره هاشون یکی ۱۹/۲۵ ، یکی ۱۹/۷۵ (مثلاً). خب این چه وضعیتیه؟ مگه درس خوندن کار اشتباهیه یا مثلا Low class هست که بعضی ها حتی حاضر نیستند کسی اونها رو کتاب به دست ببینه. یعنی اگه عکسی گیر بیارید که در اون سوژه در حال مطالعه باشه، میتونید با اون عکس کلی حق السکوت بگیرید ازش! (چون ایده از من بود، فیفتی-فیفتی!). حالا من ۲۴ ساعته اینجام و واقعا هیچی نخوندم اما شما دیگه چرا این حرف رو میزنید؟!
واقعا چنین رفتاری جای تامل داره :30: (یک دقیقه سکوت!!).

پانوشت: الان متوجه میشم که اگه این کاراکتر علامت تعجب وجود نداشت من حتی یک خط هم نمی تونستم بنویسم! این کاراکتر خیلی مفیده، چون باعث میشه جمله برداشت آزاد داشته باشه. اینجوری کار برای نویسنده خیلی راحت تر میشه. یعنی دیگه نیاز نیست چیزی که می نویسه حتما معنی خاصی داشته باشه و یا کلا معنی داشته باشه!!!





اردیبهشت
۱۲

اشتباهی بودم!

امروز بسیار :109: هستم!

“دیشب بالاخره بعد از دو شبانه روز بی خوابی موفق شدم مشکل cache شدن تالار گفتمان در IE6 رو حل کنم! جالب اینجاست که قبل از اینکه خودم دست به این اقدام خطیر بزنم موضوع رو با پشتیبانی سایت رسمی MyBB در میون گذاشتم غافل از اینکه تالار خود سایت رسمی MyBB هم با همین مشکل دست به گریبانه! بنابراین مجبور شدم پاره ای از استعداد های نهفته برنامه نویسیم رو رو کنم و دنیای برنامه نویسی رو در حیرت فرو ببرم! :101:

خلاصه بعد از چندین ساعت بالا و پایین کردن کد ها وقتی که دیدم منطق برنامه نویسی کاری از پیش نمی بره مجبور شدم کمی خشونت به خرج بدم! :111: … و اتفاقا این روش مثل همیشه جواب داد و موفق شدم سیستم مدیریت محتوای محبوب Mybb رو با مرورگر بد قلق IE6 آشتی بدم! :119: . مطمئنم اگه IE بطور پیشفرض همراه با ویندوز نصب نمی شد هیچ آدم عاقلی ازش استفاده نمی کرد. واقعا این مرورگر، از بدو حیات معضل بزرگی برای برنامه نویس های وب بوده. تنها برگ برنده اون هم داشتن حمایت Microsoft هست وگرنه در هیچ زمینه ای امتیازی نسبت به مرورگر های دیگه نداره که برعکس.”

حالا بنظر شما آیا این ماجرایی که در بالا خوندید واقعیت داره و یا برگرفته از تخیلاتی هست که ساعت ۲ نصفه شب به ذهن هر انسان دو شب نخوابیده ای خطور میکنه؟!

حقیقت اینه که بخشی از این ماجرا که مربوط به اولین اصلاح موفق کدهای MyBB برای سازگاری با IE6 توسط بنده میشه واقعا اتفاق افتاده اما بخش دیگه ای که به اِعمال خشونت اشاره میکنه واقعیت نداره.

بحث و نتیجه گیری:

۱/ استفاده از مرورگر (IE6 (Internet Explorer 6 باعث کوتاهی طول عمر جوون های مردم میشه (بر اثر بی خوابی). بنابراین بهتره از مرورگر های دیگه مثل Firefox استفاده کنید.

۲/ هر وقت با سوال های ۲ گزینه ای مواجه شدید، یا کلا از جواب دادن طفره برید و یا اگه مجبور شدید جواب بدید، گزینه سوم رو که “کمی از هر دو” هست انتخاب کنید! :102: این ترفند میتونه در بسیاری از تصمیم گیری های مهم زندگی (بخصوص در دوران پر فراز و نشیب دانشجویی) به شما کمک کنه!

۳/ آخرین نتیجه این ماجرا اینه که من بالاخره متوجه نشدم تخصصم چیه! “برنامه نویسی وب” یا “میکروبیولوژی”؟ الان که دقت میکنم میبینم انگار پیشــونی نویــس من خط خـوردگی داره!! احـتمالا اولـش برنامه نویسی بوده بعد کردنش میکروبیولوژی. میدونستم من از اولش هم اشتباهی بودم! :36: حالا بنظر شما و با شناختی که از من دارید، فکر میکنید کدوم یک از این ۲ گزینه در تخصص منه؟

پانوشت:
استثناً این پست و پست قبلی رو ویرایش کردم چون بنظرم رسید نیاز به اصلاحات اساسی داره.