آبان
۰۸

ازدواج نیمه مستقل

کارشناس سازمان ملى جوانان: “براى ساماندهى ازدواج جوانان باید سالانه ۱‎/۵ میلیون ازدواج صورت گیرد که هم اکنون ۸۰۰ هزار ازدواج انجام مى شود که به هیچ وجه رضایتبخش نیست.”

“نزدیک به ۱۵ میلیون دختر و پسر ایرانى هم اکنون در سن ازدواج قرار دارند که اگر ازدواج آنها با فاصله سنى چهار سال باشد (که تقریباً همین طور است) یک میلیون و ۶۵۰ هزار دختر شانس ازدواج را از دست خواهند داد و هم اکنون نیز یک میلیون دختر بالاى ۳۰ سال این شانس را از دست داده اند.

از طرفى سن ازدواج پسران از ۲۵ سال در ۲۰ سال گذشته به ۲۵‎/۹ سال درشرایط کنونى رسیده و این روند در دختران ۱۸ سال بوده که هم اکنون به ۲۱‎/۹ سال رسیده است.”

اگه با عینک مهندسی به قضیه نگاه کنیم، از همون جمله اول هم میشه نتیجه گرفت که باید سالانه ۷۰۰ هزار ازدواج جدید رو به ۸۰۰ هزار ازدواجی که با زبون خوش صورت میگیره اضافه کنیم تا جمعاً ۱/۵ میلیون ازدواج و در نتیجه ۳ میلیون جوان ساماندهی شده داشته باشیم!

اما حالا چکار کنیم که سالانه ۷۰۰ هزار ازدواج بیشتر داشته باشیم؟!

اخیراً طرحی مطرح شده تحت عنوان “ازدواج نیمه مستقل جوانان” که یک راه حل بسیار جالب برای مشکل ازدواج جوون ها ارائه میده. به این صورت که دختر و پسری که قصد ازدواج دارند میرند ازدواج میکنند! اصلاً هم نیاز نیست نگران خونه باشند چون قرار نیست زیر یک سقف زندگی کنند! هر کدوم از زوجین در خونه پدریشون با خوبی و خوشی در کنار هم - نه ببخشید، جدا از هم - زندگی میکنند. بعد از این که زوجین زندگی غیر مشترکشون رو شروع کردند، اگه یک روز شرایط مالی شون بهتر شد میتونند خونه مستقل تهیه کنند و سالهای باقی مونده عمرشون رو با هم سپری کنند. اگر هم شرایط مالی شون بهتر نشد … خب … در اون صورت کاریش نمیشه کرد … حتماً قسمت نبوده! اما از اینها که بگذریم، خوبی این طرح اینه که خیلی سریع آماری که نیاز داریم رو تأمین میکنه. (چقدر خوب! :49: )

اما خب نکات خیلی خیلی ظریفی هم وجود داره که در این طرح در نظر گرفته نشده (با چشم غیر مسلح قابل مشاهده نیستند)! من قصد ندارم به تمام اون نکات اشاره کنم اما بعضی هاش رو میگم.

بر فرض محال که این یه طرح موفقه و هر جوون میتونه پس از دو-سه سال یک مسکن مستقل تهیه کنه. سوال اینه که چطور این طرح به اجرا گذاشته میشه؟ مثلاً مهلت در نظر گرفته میشه که متولدین — تا — تا پایان ماه فرصت دارند که ازدواج کنند؟ یا مثلاً در رسانه ها برای ازدواج تبلیغ میشه؟! و یا اینکه از اهرم تشویق استفاده میشه: ازدواج کنید، جایزه بگیرید! برای شرکت در قرعه کشی، هر ازدواج ۵ امتیاز!!

مورد دوم اینه که الان در همین دانشگاه های خودمون می بینیم دانشجوهایی که برای یک مدت خیلی کوتاه دور از خانواده شون زندگی میکنند دچار افسردگی میشند که در مواردی فشار های روانی ناشی از این خلاء عاطفی به حدی زیاده که حتی به خودکشی منجر میشه. در مورد دو جوون که قصد شروع یک زندگی مشترک رو دارند این احساس وابستگی به مراتب شدید تر از احساسیه که هر کدوم نسبت به خانواده شون دارند. پس چطور میتونند چندین سال دوری از هم رو به این شکل غیر متعارف تحمل کنند. اینجور زندگی رو کمابیش میشه به کُما تشبیه کرد. نه کاملاً زنده نه کاملاً مُرده! خب اینجوری ازدواج نکنند که استرس کمتری دارند. (ناگفته نماند که خوشبختانه در دانشگاه رتبه الف ما دانشجوها زیاد افسرده نیستند. چون سوژه برای انبساط خاطر دانشجو ها زیاده! :54: )

گفتم سوژه، یاد این افتادم که میخواستم بگم در کل چقدر خوبه که مسئولین محترم ما رو بدون سوژه نمیذارند! حداقل اینجوری کلی موافق و مخالف سر این طرحی که هنوز مشخص نیست طرحه یا نظریه یا … با هم بحث میکنند و خب این هم خودش یک گام بزرگ در راه ایجاد اشتغال برای جوون هاست. با همین طرح کلی خبرنگار، روزنامه نگار، منتقد، شاعر (یادم بندازید یک چیزی راجع به شاعر بگم!) و … سر کار میرند. اتفاقاً من هم مونده بودم که برای این وبلاگ چی بنویسم. تقریباً یک هفته ای سوژه خوبی نداشتم و از روی بیکاری داشتم تحلیل های مختلف در رابطه با تهدیدات اخیر شیاطین (اسرائیل و …) رو بررسی میکردم که خوشبختانه این طرح رو در روزنامه ایران دیدم:

http://www.iran-newspaper.com/1387/870807/html/social.htm#s916599

راجع به سر کار رفتن شعرا هم میخواستم این رو بگم (خودتون ببینید، جالبه. هنوز داغه!):

http://amomostafa.blogfa.com/post-316.aspx

در رابطه با همین موضوع، مشاهده لینک زیر هم توصیه میشه (همون مطلب روزنامه ایران هست با فونت بهتر):

http://www.ksabz.net/newspapers.aspx?id=4fa0d69a-01d5-440a-afeb-d07086900ef3





آبان
۰۱

برای یک مشت دلار

به بهونه متحول کردن دنیای تکنولوژی، بودجه ناچیزی که باید صرف تحقیقات بشه رو برای کپی کاری و مونتاژ پایان نامه به هدر میدیم. چرا؟

از هر کلاس مگه چند تا مقاله میشه استخراج کرد؟ بعضی ها تصور میکنند باید از دانشجو به عنوان موتور جستجوی مقالاتشون استفاده کنند! این استعماریه که به نفع دانشجو هست! یعنی چنین کاری یک بُعد مثبت و یک بُعد منفی داره که همدیگه رو خنثی نمیکنند. دستاورد ما از همایش های خارج از کشور چیه؟ (علم یا شهرت؟) چرا باید از نرم افزار های نال شده و کرک شده استفاده کنیم اما برای دو خط مقاله که فقط زحمت کپی کردنش رو کشیدیم کپی رایت بذاریم؟ و مهمتر اینکه چرا هیچوقت خودمون رو مخاطب چنین متنی نمیدونیم؟!

ببخشید که خیلی پراکنده نوشتم. خواستم سوالات رو با همون ترتیبی که به ذهنم میرسند بنویسم. جواب همه این سوالات یک چیزه … ثروت/قدرت/شهرت (هر سه تا یکی هستند!).

مقایسه فرهنگ ملیت های مختلف در دنیای سایبر خیلی جالبه … و فوق العاده تأمل برانگیز. توی این دنیای مجازی بینهایت مطلب وجود داره که برای گردآوری و تایپ/اسکن/ضبط هرکدوم وقت و انرژی صرف شده. با این حال اکثر این مطالب فاقد کپی رایت هستند و یا اگر هم کپی رایت دارند در حد یک خط در انتهای مطلب هست. اما در مورد مطالب فارسی :14:

آنلاین: در اینترنت تولید محتوای علمی ما چیزی در حد صفره! در ۹۹% موارد فقط مطلب دزدیده میشه (کپی بدون درج منبع) و جالب اینکه سارقین گرامی خودشون روی اون مطلب کپی رایت میذارند و انتظار دارند بقیه به اون احترام بذارند.

آفلاین: الان یک کالکشن نرم افزار جلوی رومه. مجموع برنامه های هر کالکشن چند صد میلیون تومن -و یا بیشتر!- ارزش داره!! اما به لطف برخی از شرکت های داخلی تمام این نرم افزار ها دزدیده و کرک شدند و بصورت قانونی (با توجه به قوانین کشور و نه قوانین بین المللی) با قیمت زیر ۲۰ هزار تومن به فروش میرسند. و تازه شرکت سازنده روی بسته کالکشن، هولوگرام هم زده که در حقیقت نشان دهنده دزد اورجینال بودن اون شرکت هست! روش هم نوشته: “کلیه حقوق این اثر متعلق به شرکت [...] می باشد و هرگونه کپی برداری پیگرد قانونی دارد”. (که البته دزدی چنین شرکت هایی اگرچه غیر قانونی نیست اما حقی برای شرکت ایجاد نمیکنه و امکان هیچگونه پیگیری ای وجود نداره)

اینه همون چیزی که گفتم واقعاً تأمل برانگیزه. جالبه که توی یک کشور به ظاهر اسلامی کسی به خودش اجازه میده انقدر آشکارا دزدی بکنه و تازه دزد های دیگه رو هم تهدید به شکایت کنه!

آنلاین: در مورد تولید محتوای علمی هم متأسفانه وضع بهتر از این نیست. دزدی از مواد و لوازم آزمایشگاهی برای مصارف/تحقیقات شخصی ، کپی کاری در پایان نامه ها، دزدی مقالات و … . اگه سایت های فارسی ای که در رابطه با جوک و اس ام اس و نفر قبلی و بعدی و بالایی و پایینی و … فعالیت دارند رو با سایت های عملی فارسی از نظر تعداد و میزان فعالیت مقایسه کنیم میتونیم نتیجه بگیریم که ما تقریباً سایت علمی نداریم! اگر هم یک سایت علمی وجود داشته میتونید مطالبش رو با کپی رایت های مختلف در صد ها سایت و وبلاگ دیگه پیدا کنید. (البته جوک و sms و … بد نیست اما منظور اینه که در زمینه فعالیت سایت ها توازنی وجود نداره)

مطالبی که میخواستم بنویسم زیاد بود و فرصتم کم. بخاطر همین هم تلگرافی نوشتم! اگه شما هم مثل من از رابطه مطالب بالا با هم سر در نیاوردید :biggrin: ،  نتیجه گیری زیر رو بخونید.

من فکر میکنم دلیل اینکه شیر (Share) اطلاعاتی در دنیای وب فارسی وجود نداره، یکی دسترسی خنده دار (واژه مناسب تری پیدا نکردم) به اینترنت و دیگری نگرانی های اقتصادی هست (نه مشکل اقتصادی). دسترسی به اینترنت که جایی برای بحث نداره اما به عنوان یک توضیح برای مورد دوم باید اضافه کنم که اکثر سایت های علمی جنبه در آمد زایی (بطور مستقیم) ندارند و همون شیر اطلاعاتی منفعت مطلوب اعضای سایت هست. اما در ایران چون احساس غالب، عدم ثبات اقتصادی هست، معمولاً تکمیل موجودی به تکمیل اطلاعات ارجحیت داره و افراد توانمند (از نظر علمی) حاضر نیستند وقتشون رو صرف publish کردن تجاربشون کنند. طبیعیه که در چنین شرایطی اگه کسی بخواد از اطلاعات و تجربیاتش خرج کنه، کارش به هیچ وجه جبران نمیشه و در حقیقت این کار یک داد و ستد یکطرفه است که طبیعتاً امکان وجود نداره.

چون تضمینی برای بهبود و یا ثبات وضع اقتصادی وجود نداره، شیر اطلاعاتی هم وجود نداره و چون شیر اطلاعاتی نیست، محتوای علمی هم تولید نمیشه. در نتیجه محقیق هم برای کارهایی که قراره پابلیش بشه به کپی کاری روی میارند و ابداعات و تجربیاتشون رو برای بهره وری اقتصادی کنار میذارند. بعضی ها هم در این وسط سعی میکنند کلاس های درسی رو به کارخونه تولید محتوای علمی تبدیل کنند و از نیروی انسانی رایگان برای تحقق اهداف شومشون :biggrin: :wink: استفاده کنند. که البته دانشجو ها هرگز به چنین درخواست های مستبدانه ای تن نمیدند! گروهی هم با خود دانشجوها کاری ندارند و در عوض از لوازم و تجهیزاتی که هزینه تهیه و نگهداری اون رو دانشجو ها تأمین کردند برای انجام پروژه هاشون استفاده میکنند. در بایولوژی به این نوع روش زیست Scavenger ای میگند. عده ای هم مقاله رو نوعی اوراق بهادار تصور میکنند و سعی میکنند به تعداد بالا مقاله به چاپ برسونند تا پشتوانه کافی برای رسیدن به پست های کلیدی تر رو بدست بیارند. در این شرایط اینکه یکی از مقالات یک محقق در مورد مکانیک و یکی دیگه در مورد زیست باشه و یا اینکه کلاً کار جدیدی انجام شده یا فقط دل مسئولین یک نشریه تازه تأسیس شاد شده و … اهمیتی نداره.

نتیجه غیر اخلاقی: با توجه به شرایط فعلی بهتره انگلیسی رو پاس بداریم و دنبال مقالات محققین شیاطین بزرگ (آمریکا و انگلیس و …) باشیم. مقالات باید انگلیسی نوشته بشند تا امکان شیرینگ وجود داشته باشه. تا الان هر چقدر که تکنولوژی های مختلف رو با تغییر نام، بومی کردیم کافیه! همین تغییر نام ها کلی ما رو عقب انداخته! چون اصطلاحات فقط در سطوح مقدماتی هر تخصص معادل سازی میشند، کسانیکه فارسی رو پاس داشتند بیش از همه متضرر میشند. در نظر گرفتن تاریخ و سابقه تاریخی به عنوان یک برگ برنده -اون هم در بین جوامع پیشرفته امروزی- یکی دیگه از دلایل عقب مونده موندن ماست!! مطمئنم حتی اگه رستم هم در عصر حاضر زندگی میکرد (در قالب افسانه)، اولین کاریکه میکرد این بود که میرفت مدرک TOEFL میگرفت چون لازمه کارش بود! باور کنید الان دیو ها هم انگلیسی صحبت میکنند! خب چکار میشه کرد؟ طبیعیه که نسخه های قدیمی expire میشند. باید تاریخ جدیدی رو جایگزین کنیم (که بعد ۲۰۰۰ سال آینده رو با خیال راحت بشینیم و به تاریخمون ببالیم!). اگه مساله این یک مشت دلار مطرح نبود، محقق میتونست با خیال راحت دنبال تحقیقش بره و تاجر هم دنبال تجارتش! و اساتید محترم هم خودشون میرفتند دنبال تحقیقاتشون و من مجبور نمیشدم این رمان رو تموم کنم و برم دنبال ۸۰۰ تا تحقیق مختلف برای اساتید خوش اشتها (البته بعضی هاشون)! :biggrin: :wink: پایان.

تحلیل گر(!): SaeedGh

پانوشت: به این نتیجه رسیدم که این وبلاگ بازدید کننده نداره. اگه کسی مخالفتی نداره تا اطلاع ثانوی مطلبی نمی نویسم تا کمی در انرژی صرفه جویی بشه! (پس چی خیال کردید؟! برای نوشتن هر مطالب، کلی اسب بخاری انرژی مصرف میشه!!)