مرداد
۲۶

غبطه می خوریم

باز هم به مرام حراست خودمان! قبلاً ما را می بردند دور هم یک چایی :58: می زدیم به اوقات فراغتمان، بلکه پر شود! اما الان ظاهراً حوصله ایراد گرفتن از سایت را هم ندارند! افسوس که کار غیر قانونی هم بلد نیستیم انجام بدهیم :17: که بشود زمینه دیدار مجدد را فراهم کنیم!

در این مدتی که نبودیم ایمیل های فراوانی به دستمان رسید (!!) که از حال ما پرسیده بودید و خواسته بودید بدانید که بالاخره ما زنده هستیم یا نه؟! ما از همینجا اعلام میکنیم که تا اطلاع ثانوی زنده ایم! تا زنده بودنمان خاری باشد در چشم دشمنانمان و دشمنانتان. ما زندگی مان را به زور ادامه میدهیم و گهگاهی به سایت سر می زنیم و غبطه می خوریم به وضعیت سایت وقتی می بینیم که زمان برایش متوقف شده است در حالیکه ما اوقات فراغتمان Overflow شده است و بعید نیست با این شتابی که به پیش می رویم از زمان پس بیافتیم! (در بُعد چهارم منظورمان است! ر.ک نظریه نسبیب خاص انشتین :52: )

راستی سالروز تولد سایت نزدیک هست. گفتیم شاید بخواهید کادو بیاورید (برای سایت، نه برای ما!).

فعلاً فعالیت های جانبی مجال خدمتگزاری نمی دهد.

خوش باشید … تا بعد …





مرداد
۰۹

رقابت علمی در دانشگاه

سوژه: دانشگاه

کارشناس: SaeedGh

بالاخره تمام نمرات اعلام شدند و الان دیگه میدونم کدوم پیش نیاز ها رو پاس کردم و چه واحدهایی رو میتونم برای ترم تابستون بردارم. البته خیلی وقته که مهلت انتخاب واحد ترم تابستونی تموم شده. اما چه اهمیتی داره؟! مهم اینه که مسئولین دارند زحمتشون رو میکشند و واقعاً هم از ۱۰۰% توانشون استفاده میکنند. میدونید؟ بعضی مواقع باید از زاویه دیگه ای به مسائل نگاه کرد. مثلاً فرض کنید شما یه کار اورژانسی دارید و میخواین یکی شما رو با ماشین به جایی برسونه. ایشون هم با اینکه گواهی نامه نداره قبول میکنه شما رو برسونه. خلاصه راه میافتید و ایشون تا رسیدن به مقصد ۱۰ نفر رو زیر میگیره!! حالا به نظر شما با ایشون باید چکار کرد؟ … نباید سریع قضاوت کرد! وقتی پای صحبت های “ایشون” میشینید متوجه میشید که بنده خدا واقعاً به درامد حاصل از این کار نیاز داشته و علیرغم اینکه نابینا بوده و سمت راست بدنش کاملاً فلج بوده، اما از خود گذشتگی کرده و برای کسب روزی حلال شما رو با ماشین تا جایی رسونده. مطمئن باشید خیلی بیشتر از توانش هم تلاش کرده که با این شرایط فقط ۱۰ عدد انسان ناقابل رو زیر گرفته. خب اگه از این زاویه به قضیه نگاه کنید می بینید که باید ازش قدردانی هم کرد!

بحث به کجا کشید؟! میخواستم راجع به رقابت علمی در دانشگاه بنویسم …

رقابت علمی در دانشگاه

من یه طرحی داشتم که میخواستم نظر شما رو راجع به اون بدونم. میگم چطوره دانشگاه ها فرم هایی رو در اختیار دانشجو ها قرار بده که اطلاعاتی مثل میزان مطالعه، میزان IQ، مشکلات خانوادگی و سایر مشخصات دانشجو ها رو بگیره و بعد بر اساس این اطلاعات جمع آوری شده نمرات دانشجو ها رو یکسان سازی کنند! یعنی از اونیکه پول، وقت و IQ بیشتری داره نمره کم کنند و بدند به اون بیچاره هایی (مثل من) که هیچکدوم از اینها رو ندارند. اینجوری کلی عدالت در دانشگاه ها توزیع میشه!

دلیل اینکه این طرح به ذهنم خطور کرد اینه که گفتم شاید یک وقت احیاناً در ارزشیابی بی عدالتی هایی کم و بیش صورت گرفته باشه! بی عدالتی ای که باعث تبدیل رقابت علمی دانشجوها به یک رقابت ناسالم شده و هدف اصلی رقابت رو از کسب علم، به کسب نمره! تغییر داده. می پرسید به چه صورت؟

۱ . عدم رعایت عدالت در ارزشیابی تحصیلی.

۱-۱ . پایین آوردن سقف نمره: متاسفانه بعضی از اساتید با افتخار اعلام میکنند که “حداکثر نمره ای که یک دانشجو میتونه از من بگیره ۱۵ هست”. خب این یعنی چی؟!

- خب عزیزم، من میخوام شما رو تشویق کنم به درس خوندن.

- اِ … سلام استاد! ببخشید متوجه حضورتون نشدم. خوب شد که تشریف آوردید. ممکنه بیشتر توضیح بدید؟

- بله، خواهش میکنم. اتفاقاً سوال خیلی خوبی رو مطرح کردید. همه خوب گوش بدید شاید سوال شماها هم باشه.

- استاد، ببخشید ها … جسارته … اما اینجا که به غیر از من کسی نیست!

- شما به این کارها کاری نداشته باش؛ عزیزم! … ببینید وقتی نفر اول رشته [.......] از درس من ۱۵ میگیره، معلوم میشه که درس من خیلی مهمه و اگه دانشجویی خودش رو بخاطر درس من نکُشه، حتماً میافته. پس نتیجه میگیریم که دانشجو مجبور میشه درس من رو هرطور که شده بخونه و بعداً بخاطر اینکه سختی کشیده از من تشکر هم میکنه.

- یعنی اگه یکی درس شما رو ۲۰ بگیره اونوقت درس شما کم اهمیت جلوه داده میشه؟ با این حساب اگه مثلاً انشتین زنده بود و میومد دانشگاه، از استاد فیزیک ۱۵ میگرفت که! خوبیت نداره خب!

- در عوض همه می فهمیدند که فیزیک درس مهمیه!

- چی بگم خب؟! شاید همینطور باشه که شما میگید. خب استاد دیگه بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم.

- نه خواهش میکنم. وظیفه ام بود.

۱-۲ . سوالات غیر استاندارد: باز هم متاسفانه، بعضی از اساتید محترم (بعضاً حتی با نیات خیر خواهانه) با طرح سوالات غیر استاندارد باعث متضرر شدن دانشجویان میشوند. برای ملموس تر بودن قضیه یک مثال اغراق آمیز میزنم. فرض کنید استاد درس تربیت بدنی، سوالات این درس را به زبان انگلیسی طرح کند! با این توجیه که این کار به تقویت زبان انگلیسی دانشجویان کمک کرده و آنها را برای تحصیل در مقاطع دکترا و فوقش(!) و حضور در المپیک ۲۰۱۲ و … یاری میرساند!!

البته همونطور که میدونید ما اساتید باسواد، با تجربه، با کمالات و … نمونه زیادی در سطح کشور داریم و دانشگاه رتبه الف خودمون هم که اصلاً از این لحاظ جای بحث نداره! واقعاً جای بحث نداره!

من منظورم خدای نکرده با همه اساتید دلسوز و زحمتکش نبود! به قول اساتید، منظور من همون یک نفری بود که خودش میدونه!! … همون سیب خراب توی جعبه و از این چیز ها!

فکر میکنم فعلاً همین شماره “۱″ کافی باشه تا در آینده من مطلبی برای نوشتن و شما هم مطلبی برای خوندن داشته باشید!


پانوشت:
از کادر اشتراک رایگان ستون سمت راست وبلاگ میتونید به عضویت خبرنامه در بیایید تا در صورت ارسال مطلب جدید، از طریق ایمیل مطلع شوید.





مرداد
۰۷

همسریاب دیجیتال

شاید یه زمانی پیدا کردن یک غول چراغ جادو که اگه خیلی به خودش فشار می آورد می تونست نهایتاً ۳ تا از آرزوهای هرکسی رو برآورده بکنه آرزوی خیلی از ماها بود. اما الان هر کسی میتونه به راحتی با یک کلیک به شبکه جهانی غولها متصل بشه و هر چند تا آرزو که داشته باشه برآورده کنه! اگه اون قدیمها قهرمان داستان به خودش زحمت میداد و می رفت بیرون تا توی یه چراغ قدیمی دنبال رویا هاش بگرده، الان تو خونه میشینه پشت کامپیوتر و تو اینترنت دنبال اونها می گرده.

این کار اگه اشتباه نباشه درست هم نیست. مساله سر سنتی بودن یا مدرن بودن نیست. مساله حتی سر غول هم نیست. (میترسم یه چیزی راجع به غولها بنویسم، فردا برام پرونده سازی کنند و بعدش هم اعادهء حیثیت و از این حرف ها! اصلاً ولشون کنید، اگه با انتقاد من آدم میشدند که بهشون نمی گفتند غول!!). مشکل از خواسته های ماست که ریشه در عدم شناخت صحیح نیازهامون و راههای صحیح تأمین اونها داره. حتماً خودتون از روی عنوان یادداشت متوجه شدید که موضوع بحث سایت های اینترنتی همسریابی هست.

قلب دیجیتال

جالبه … عنوان سایت هست “خانه ازدواج موقت“. یک سال نمیشه که راه افتاده. وارد بخش “درباره ما” که میشی نوشته:

“سایت ازدواج موقت هیچگونه وابستگی حزبی، جناحی و یا حکومتی ندارد و بر اساس نیاز موجود در جامعه و منحصرا توسط گردانندگان سایت طراحی و راه اندازی گردیده است. آنچه برای گردانندگان سایت مهم است، برداشتن قدمی هر چند کوچک در جهت ترویج فرهنگ ازدواج موقت برای نجات لااقل بخشی از جوانان از خطر ابتلا به گناه و کنار گزاردن باورهای غلط موجود در خصوص ازدواج موقت می‌باشد.”

کمی پایین تر آیه ای از سوره مائده آورده و اینطور ترجمه کرده که:

“ای کسانی که ایمان آورده‏ای؟!» چیزهای پاکیزه! را که خداوند برای شما حلال کرده است؛) حرام نکنید! و از حد، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‏دارد!”

اولین باره که می بینم تو ترجمه آیه قرآنی از اسمایل (=شکلک) چشمک استفاده شده! بگذریم از علامت تعجب های معنی دار.

خب این نوجوون که چنین سایتی رو راه انداخته واقعاً تقصیری نداره. خب براش جالبه. اما از مسئولین انتظار میره که جلوی چنین مواردی رو بگیرند. اگه وجود چنین سایتی همونطور که این دوستمون تصور کرده واقعاً میتونه به جامعه کمک کنه و جوون ها بجای اینکه در جامعه با هم روبرو شده و به فساد کشیده بشند، وارد چنین محیط امنی(!) که تحت مدیریت و نظارت این نوجوون ما هست میشند و تحت تاثیر تعالیم دینی قرار میگیرند و مهم ترین معضل فرهنگی قرن از بین میره و همه باقی عمرشون رو به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنند، در اینصورت نیاز هست که این کار توسط گروهی از کارشناسان مجرب انجام بشه نه یک نوجوون مثلاً ۱۱ ساله!!

یکی دیگه از هموطنان خوش ذوق ما یه کار اقتصادی تر انجام داده. در وبلاگش نوشته با توجه به استقبال بی سابقه خواننده های وبلاگ، یک سرویس جدید اضافه کردیم … به این صورت که شما به بخش نظرات میرید و همسر مورد نظرتون رو انتخاب میکنید!!! فکر میکنم اینها اگه زورشون برسه سیستم برده داری رو هم در بخش نظرات وبلاگشون تعبیه میکنند! بی انصاف ها حداقل یه بخش جداگانه هم به این کار اختصاص نمیدند.

یکی دیگه ۴۰ ساله هست (اینهایی که مینویسم همه مستند هستند). باهاشون مصاحبه شده. ایشون عمده کار میکنند! یک سایت زدند که خودشون ادعا میکنند ۵۳۰۰ تا عضو داره و بازار ازدواج شکر خدا این اواخر خوب بوده و … میگن که موسسه دارند و کارشون تایید شده هست.

من خیلی از سایت های ایرانی رو دیدم. آدم از این دلش میسوزه که خیلی این عزیزان وبمستر نمیدونند باید چکار کنند … حالا که دارند کار اشتباه انجام میدند، حداقل اون کار اشتباه رو درست انجام بدند تا یه عده بتونند درست اغفال بشند! مثلاً در سایتهای همسر یابی هیچ پارامتر و معیار روانشناسانه ای(!) وجود نداره. یعنی شما به عنوان متقاضی همسر(!) باید اینها رو مشخص کنید: رنگ چشم - رنگ مو - رنگ پوست - قد - وزن - … سایر موارد رو هم Recommended بذارید!! … همسر مورد نظر شما آماده است. به پای هم پیر میشید … شک نکنید! (توجه داشته باشید که من به عنوان منتقد این سایت ها رو مورد بررسی قرار دادم و نه متقاضی!!)

شاید در آینده نزدیک دستگاه همسر یاب دیجیتال هم ساخته بشه. شما مشخصات همسر دلخواهتون رو در دستگاه Set میکنید و بعد دستگاه رو میذارید تو جیب بقلتون و میرید در سطح شهر یک گشتی میزنید. هروقت به فاصله ۱۰ متری جنس مخالفی رسیدید که مشخصات شما رو به دستگاهش داده و شما هم مشخصات اون رو به دستگاهتون دادید، پیامی ظاهر میشه که Ok رو میزنید و ازدواج شما بصورت آنلاین ثبت میشه!

این دقیقاً مثل مکانیسم “انتخاب همسر”(!) حشرات میمونه … تفاوتش اینه که ازدواج اونها ثبت نمیشه!

یه مقاله خوب هم اینجا پیدا کردم که مکمل این یادداشت هست. (بار فرهنگی وبلاگ هم تأمین شد)