سوژه: دانشگاه
کارشناس: SaeedGh
بالاخره تمام نمرات اعلام شدند و الان دیگه میدونم کدوم پیش نیاز ها رو پاس کردم و چه واحدهایی رو میتونم برای ترم تابستون بردارم. البته خیلی وقته که مهلت انتخاب واحد ترم تابستونی تموم شده. اما چه اهمیتی داره؟! مهم اینه که مسئولین دارند زحمتشون رو میکشند و واقعاً هم از ۱۰۰% توانشون استفاده میکنند. میدونید؟ بعضی مواقع باید از زاویه دیگه ای به مسائل نگاه کرد. مثلاً فرض کنید شما یه کار اورژانسی دارید و میخواین یکی شما رو با ماشین به جایی برسونه. ایشون هم با اینکه گواهی نامه نداره قبول میکنه شما رو برسونه. خلاصه راه میافتید و ایشون تا رسیدن به مقصد ۱۰ نفر رو زیر میگیره!! حالا به نظر شما با ایشون باید چکار کرد؟ … نباید سریع قضاوت کرد! وقتی پای صحبت های “ایشون” میشینید متوجه میشید که بنده خدا واقعاً به درامد حاصل از این کار نیاز داشته و علیرغم اینکه نابینا بوده و سمت راست بدنش کاملاً فلج بوده، اما از خود گذشتگی کرده و برای کسب روزی حلال شما رو با ماشین تا جایی رسونده. مطمئن باشید خیلی بیشتر از توانش هم تلاش کرده که با این شرایط فقط ۱۰ عدد انسان ناقابل رو زیر گرفته. خب اگه از این زاویه به قضیه نگاه کنید می بینید که باید ازش قدردانی هم کرد!
بحث به کجا کشید؟! میخواستم راجع به رقابت علمی در دانشگاه بنویسم …

من یه طرحی داشتم که میخواستم نظر شما رو راجع به اون بدونم. میگم چطوره دانشگاه ها فرم هایی رو در اختیار دانشجو ها قرار بده که اطلاعاتی مثل میزان مطالعه، میزان IQ، مشکلات خانوادگی و سایر مشخصات دانشجو ها رو بگیره و بعد بر اساس این اطلاعات جمع آوری شده نمرات دانشجو ها رو یکسان سازی کنند! یعنی از اونیکه پول، وقت و IQ بیشتری داره نمره کم کنند و بدند به اون بیچاره هایی (مثل من) که هیچکدوم از اینها رو ندارند. اینجوری کلی عدالت در دانشگاه ها توزیع میشه!
دلیل اینکه این طرح به ذهنم خطور کرد اینه که گفتم شاید یک وقت احیاناً در ارزشیابی بی عدالتی هایی کم و بیش صورت گرفته باشه! بی عدالتی ای که باعث تبدیل رقابت علمی دانشجوها به یک رقابت ناسالم شده و هدف اصلی رقابت رو از کسب علم، به کسب نمره! تغییر داده. می پرسید به چه صورت؟
۱ . عدم رعایت عدالت در ارزشیابی تحصیلی.
۱-۱ . پایین آوردن سقف نمره: متاسفانه بعضی از اساتید با افتخار اعلام میکنند که “حداکثر نمره ای که یک دانشجو میتونه از من بگیره ۱۵ هست”. خب این یعنی چی؟!
- خب عزیزم، من میخوام شما رو تشویق کنم به درس خوندن.
- اِ … سلام استاد! ببخشید متوجه حضورتون نشدم. خوب شد که تشریف آوردید. ممکنه بیشتر توضیح بدید؟
- بله، خواهش میکنم. اتفاقاً سوال خیلی خوبی رو مطرح کردید. همه خوب گوش بدید شاید سوال شماها هم باشه.
- استاد، ببخشید ها … جسارته … اما اینجا که به غیر از من کسی نیست!
- شما به این کارها کاری نداشته باش؛ عزیزم! … ببینید وقتی نفر اول رشته [.......] از درس من ۱۵ میگیره، معلوم میشه که درس من خیلی مهمه و اگه دانشجویی خودش رو بخاطر درس من نکُشه، حتماً میافته. پس نتیجه میگیریم که دانشجو مجبور میشه درس من رو هرطور که شده بخونه و بعداً بخاطر اینکه سختی کشیده از من تشکر هم میکنه.
- یعنی اگه یکی درس شما رو ۲۰ بگیره اونوقت درس شما کم اهمیت جلوه داده میشه؟ با این حساب اگه مثلاً انشتین زنده بود و میومد دانشگاه، از استاد فیزیک ۱۵ میگرفت که! خوبیت نداره خب!
- در عوض همه می فهمیدند که فیزیک درس مهمیه!
- چی بگم خب؟! شاید همینطور باشه که شما میگید. خب استاد دیگه بیشتر از این وقتتون رو نمیگیرم.
- نه خواهش میکنم. وظیفه ام بود.
۱-۲ . سوالات غیر استاندارد: باز هم متاسفانه، بعضی از اساتید محترم (بعضاً حتی با نیات خیر خواهانه) با طرح سوالات غیر استاندارد باعث متضرر شدن دانشجویان میشوند. برای ملموس تر بودن قضیه یک مثال اغراق آمیز میزنم. فرض کنید استاد درس تربیت بدنی، سوالات این درس را به زبان انگلیسی طرح کند! با این توجیه که این کار به تقویت زبان انگلیسی دانشجویان کمک کرده و آنها را برای تحصیل در مقاطع دکترا و فوقش(!) و حضور در المپیک ۲۰۱۲ و … یاری میرساند!!
البته همونطور که میدونید ما اساتید باسواد، با تجربه، با کمالات و … نمونه زیادی در سطح کشور داریم و دانشگاه رتبه الف خودمون هم که اصلاً از این لحاظ جای بحث نداره! واقعاً جای بحث نداره!
من منظورم خدای نکرده با همه اساتید دلسوز و زحمتکش نبود! به قول اساتید، منظور من همون یک نفری بود که خودش میدونه!! … همون سیب خراب توی جعبه و از این چیز ها!
فکر میکنم فعلاً همین شماره “۱″ کافی باشه تا در آینده من مطلبی برای نوشتن و شما هم مطلبی برای خوندن داشته باشید!
پانوشت:
از کادر اشتراک رایگان ستون سمت راست وبلاگ میتونید به عضویت خبرنامه در بیایید تا در صورت ارسال مطلب جدید، از طریق ایمیل مطلع شوید.